در سالهای اخیر، نقش خاورمیانه در معادلات جهانی انرژی بیش از هر زمان دیگری پررنگ شده است. تنشهای اخیر نظامی و سیاسی میان ایران، ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی، نه تنها امنیت منطقه را تحت تأثیر قرار داده، بلکه ضربان قلب اقتصاد جهانی را نیز دچار تپشهای نامنظم کرده است.در این میان، «تنگه هرمز» به عنوان شریان حیاتی جریان انرژی جهان، همواره کانون اصلی نگرانیها بوده است.
به گزارش سیناپرس، اگرچه ادعاهایی مبنی بر جنگ تمامعیار یا مسدود شدن دائمی تنگه هرمز توسط رسانههای غربی مطرح شده است، اما واقعیت این است که ایران به عنوان مالک و ناظر بر این آبهای سرزمینی، حق ذاتی و قانونی دارد که در صورت تهدید منافع ملی و امنیت خود، از مسیرهای دیپلماتیک و فشارهای کنترلشده برای بازدارندگی استفاده کند.
مسدود کردن یا حتی تهدید به بستن تنگه هرمز، یک اهرم فشار مشروع در دست ایران است تا نشان دهد که هیچگاه اجازه نخواهد داد امنیت انرژی جهان گروگان سیاستهای خصمانه قرار گیرد.
از منظر اقتصادی اما وقتی صحبت از مسدود شدن تنگه هرمز به میان میآید، باید به این نکته توجه کرد که حتی یک وقفه کوتاه در عبور کشتیهای نفتکش از این تنگه، میتواند شوک عظیمی را به بازارهای جهانی وارد کند. افزایش قیمت نفت پس از هرگونه اخبار مرتبط با اختلال در این تنگه، تنها بخشی از پیامدهای قابل مشاهده است؛ پیامد واقعی، بیثباتی زنجیره تأمین مواد اولیه صنایع پتروشیمی است.
بسیاری از کشورهای دنیا که وابستگی شدیدی به نفت یا صادرات نفتی این منطقه دارند، در چنین شرایطی با چالشهای عمیقی در تأمین سوخت و مواد شیمیایی روبرو میشوند. اما سوال اصلی اینجاست: با وجود گذر زمان و تلاشهای جهانی برای کاهش مصرف سوختهای فسیلی، آیا جهان هنوز هم به نفت نیاز دارد؟ و اگر بله، چرا؟
برای پاسخ به این پرسش کلیدی، باید نگاهی دقیقتر به دادههای کارشناسی بینالمللی بیندازیم.
طبق گفتگوهای انجام شده با «تائی یون کیم»، تحلیلگر ارشد پتروشیمی در آژانس جهانی انرژی، تصویر روشنتری از آینده ترسیم میشود که شاید برخلاف تصور رایج، نشاندهنده ادامه حیات طولانیمدت نفت باشد.
نفت هنوز هم پادشاه انرژی است
بسیاری از سیاستگذاران و فعالان محیط زیست امیدوار بودند که با تصویب توافقنامههای اقلیمی مانند COP21 و حرکت به سمت انرژیهای تجدیدپذیر، تقاضا برای نفت به سرعت کاهش یابد. اما واقعیتهای میدانی و تحلیلهای آژانس جهانی انرژی نشان میدهد که این روند ساده نیست.
تائی یون کیم با صراحت اعلام میکند که روند افزایش نیاز به نفت در بخش صنعت پتروشیمی، دستکم تا سال ۲۰۴۰ میلادی با شیبی صعودی ادامه خواهد داشت.
اما دلیل این امر چیست؟
مسئله اصلی در «جایگزینناپذیری» نفت نهفته است. در بخش تولید برق، ساختمانسازی و حتی حملونقل سبک (خودروهای شخصی)، شاهد پیشرفت چشمگیری در فناوریهای پاک و خودروهای برقی هستیم. اما در بخشهایی همچون حملونقل سنگین جادهای، دریایی و هوایی، و به ویژه صنعت پتروشیمی، جایگزین مناسبی برای نفت وجود ندارد.
سوختهای زیستی اگرچه راهکاری جذاب به نظر میرسند، اما در حال حاضر از دو جنبه مشکلساز هستند: اولاً هزینه تولید آنها بسیار بالاتر از نفت خام است و ثانیاً زیرساختهای لازم برای تولید حجم انبوهی از این سوختها که بتواند نیاز صنایع عظیم پتروشیمی را برطرف کند، هنوز ایجاد نشده است.
کارشناسان معتقدند که صنایع شیمیایی و پتروشیمی نقشی حیاتی در گذار انرژی ایفا میکنند، اما این گذار تنها با تغییر ساختار انرژی ممکن نیست؛ بلکه نیازمند نوآوریهای بنیادین در فناوری و اقتصادی بودن فرآیندهاست. تا زمانی که تکنولوژیهای مدرن نتوانند هزینههای تولید سوختهای پاک را به سطح رقابتی با نفت برسانند، نفت همچنان به عنوان ماده اولیه اصلی و مقرونبهصرفه باقی خواهد ماند.
برای درک بهتر موضوع باید به اعداد و ارقام نگاه کنیم. در حال حاضر، میزان نیاز روزانه صنعت پتروشیمی به نفت و مشتقات آن حدود ۱۱ میلیون بشکه است.
بر اساس سناریوهای آژانس جهانی انرژی، این رقم تا سال ۲۰۴۰ به ۱۶ میلیون بشکه در روز خواهد رسید. این یعنی رشدی معادل ۴۵ درصد در نیاز به نفت در این دوره خاص. نکته مهم اینجاست که این میزان رشد، تقریباً معادل مجموع رشد نیاز به نفت در تمامی سایر حوزههای انرژی (حملونقل، برق و…) در همین بازه زمانی است.
در سناریوی ۲ درجه سانتیگراد که هدفگذاری آن کاهش گرمایش زمین است، حتی سختگیرانهترین سیاستها نیز نمیتوانند جلوی رشد تقاضای نفت در بخش پتروشیمی را بگیرند. در این سناریو، سهم صنایع پتروشیمی در کل تقاضای نفت از ۱۲ درصد امروز، به ۲۱ درصد در سال ۲۰۴۰ خواهد رسید.
این بدان معناست که اگرچه مصرف بنزین و گازوئیل در خودروها کاهش مییابد، اما تقاضا برای پلاستیک، کودهای شیمیایی، داروها، الیاف نساجی و هزاران محصول دیگر که از مشتقات نفتی ساخته میشوند، به شدت افزایش مییابد.
در این میان، موقعیت ژئوپلیتیک ایران و کنترل آن بر تنگه هرمز، نقش تعیینکنندهای در ثبات یا بیثباتی این بازار ایفا میکند. با توجه به اینکه بخش بزرگی از نفت جهان و همچنین مواد اولیه صنایع پتروشیمی از طریق این تنگه عبور میکند، هرگونه تهدید یا اقدام برای مسدود کردن آن، مستقیماً بر قیمت جهانی نفت و دسترسی کشورها به این منابع حیاتی تأثیر میگذارد.
تائی یون کیم در ادامه توضیح میدهد که بهبود بهرهوری مواد میتواند یکی از راهکارهای کلیدی برای کاهش تقاضای انرژی باشد. این مفهوم به معنای ارائه خدمات مشابه با تولید کمتر مواد است. برای مثال، سبکوزن کردن محصولات، کاهش ضایعات در فرآیندهای تولید و به ویژه افزایش نرخ بازیافت پلاستیکها می تواند راهکارهایی منطقی برای کاهش مصرف سوخت های فسیلی باشد.
باید توجه داشت امروزه تنها حدود ۱۴ درصد از پلاستیکهای تولیدی بازیافت میشوند، اما اگر این نرخ دو برابر شود، میتواند تقاضای انرژی در بخش پتروشیمی را تا بیش از ۱۰ درصد کاهش دهد.
با این حال، تحقق این پتانسیل نیازمند همکاری دولتها و صنایع برای توسعه فناوریهای بازیافت پیشرفته و ایجاد انگیزههای اقتصادی است. خوشبختانه اقدامات موثری طی سال های گذشته در این زمینه انجام شده و کمیسیون اروپا نیز با انتشار «بسته انرژی پاک»، هدف جدیدی برای بهرهوری انرژی (۳۰ درصد) تعیین کرده است که اگرچه چالشبرانگیز است، اما میتواند فرصتهای تجاری جدیدی برای صنایع شیمیایی ایجاد کند.
اما نکته کلیدی اینجاست که این تغییرات باید همزمان با حفظ امنیت انرژی جهانی رخ دهند.جهان تا کی به نفت نیاز دارد؟پاسخ به این سوال که جهان تا چه زمانی به نفت نیاز دارد، ساده نیست.
بر اساس تحلیلهای آژانس جهانی انرژی و اظهارات کارشناسان، ما تا سال ۲۰۴۰ و حتی فراتر از آن، همچنان به نفت به عنوان مادهای حیاتی برای صنعت پتروشیمی نیاز خواهیم داشت.
دلایل این وابستگی عبارتند از:
۱. عدم وجود سوخت زیستی مقرونبهصرفه و فراگیر.
۲. دشواری جایگزینی نفت در صنایع حملونقل سنگین و دریایی.
۳. رشد تقاضای جهانی برای محصولات پتروشیمی که مستقیماً به نفت وابسته است.باید اذعان داشت که بسیاری از فعالان حوزه نفت، توجه جهان را به ضرورت تنوعبخشی به منابع انرژی و توسعه فناوریهای جایگزین جلب میکنند اما تا زمانی که این فناوریها به بلوغ نرسند، نفت همچنان ستون فقرات اقتصاد جهانی و به ویژه صنعت پتروشیمی باقی خواهد ماند.
بنابراین، در حالی که جهان در حال حرکت به سمت انرژیهای پاک است، باید پذیرفت که این مسیر خطی و سریع نیست و آیندهای پیش روی ما قراردارد که در آن نفت همچنان نقش اصلی را ایفا میکند و مدیریت این دوران نیازمند هوشمندی، دیپلماسی و سرمایهگذاری در فناوریهای نوین است.
گزارش:ندا جوادهراتی

