در روزهای اخیر، برخی رسانههای فارسی از جمله روزنامه همشهری، خبری با عنوان «آیا ما اولین انسانهای باهوش روی زمین هستیم؟» منتشر کردند که بر پایه یک کشف واقعی باستانشناختی و شناسایی آثار ۴۷۶ هزار ساله یک سازه چوبی در آبشار کالامبو در قاره آفریقا نوشته شده، اما با تاریخگذاری نادرست، تفسیرهای جهتدار و اغراقهای گسترده، به ابزاری برای روایتهای شبهعلمی تبدیل شده است.
به گزارش خبرگزاری سیناپرس، در روزهای اخیر، خبری با عنوان «آیا ما اولین انسانهای باهوش روی زمین هستیم؟» منتشر شده که اگرچه بر پایه یک کشف واقعی باستانشناسی نوشته شده، اما روایت تنها ظاهری از واقعیت داشته و به صورت شبهعلمی تبدیل شده است.
این گزارشها ادعا کردهاند باستان شناسان در «فوریه ۲۰۲۶» طی حفاریهای جدید یک سازه مسکونی چوبی یا به عبارت دیگری سازهای «پلتفرم مهندسیشده» و «خانه چوبی دائمی» کشف کردهاند که ۴۷۰ هزار سال قدمت داشته و نظریه داروین را زیر سوال برده و معماری پیش از کشاورزی را ثابت میکند.
این خبر برای افراد عادی بسیار جذاب و هیجان انگیز بوده و با توجه به ظاهر علمی گزارش، افراد غیر متخصص آن را باور میکنند در صورتی که بیشتر موارد مطرح شده در گزارش فوق، یا نادرست بوده یا به شدت تحریفشدهاند.
شبهعلم چیست؟
شبهعلم (Pseudoscience) به باورها، ادعاها یا فعالیتهایی گفته میشود که خود را علمی جلوه میدهند و از واژگان، اصطلاحات و ظاهرا علمی (مانند نمودارها، ارجاع به تحقیقات یا ادعای شواهد) بهره میبرند، اما در عمل با اصول اساسی روش علمی سازگار نیستند.
برخلاف علم واقعی که بر پایه شواهد تجربی قابل تکرار، ابطالپذیری، داوری همتا، آزمون فرضیهها بدون سوگیری و اصلاح بر اساس دادههای جدید استوار است، شبهعلم اغلب با ادعاهای اغراقآمیز، غیرقابل ابطال، تکیه بر سوگیری تأییدی، عدم پذیرش نقد کارشناسان و انتخاب گزینشی نتایج همراه است.
این پدیده معمولا از اعتبار علم سوءاستفاده میکند تا باورهای از پیش تعیینشده را مانند برخی تفسیرهای جهتدار از کشفیات باستانشناختی که با افزودن عناصر احساسی یا ایدئولوژیک، توجیه و واقعیت را تحریف میکنند.
شبهعلم نه تنها دانش را گمراه میکند، بلکه اعتماد عمومی به علم واقعی را نیز تضعیف میکند و اغلب در رسانههای زرد یا محتوای عامهپسند رواج بیشتری دارد.
واقعیت کشف سازههای چوبی ۴۷۰ هزار ساله بررسی دقیق و علمی موضوع نشان میدهد بر خلاف ادعاهای رسانههای فارسی زبان که این کشف را در فوریه ۲۰۲۶ عنوان کردهاند، مقاله اصلی کشف مرتبط با این سازههای چوبی در مجله معتبر Nature با عنوان «شواهد استفاده ساختاری از چوب در ۴۷۶ هزار سال پیش» در ۲۰ سپتامبر ۲۰۲۳ منتشر شد.
حفاریها در سال ۲۰۱۹ توسط تیمی به سرپرستی پروفسور لری بارهام از دانشگاه لیورپول در سایت BLB نزدیک آبشار کالامبو در زامبیا (نزدیک مرز تانزانیا) انجام گرفت. در این مطالعات از روش تاریخگذاری لومینسانس (luminescence dating) روی رسوبات آبگرفته اطراف چوبها استفاده شده و قدمت سازه را حداقل ۴۷۶ ± ۲۳ هزار سال تعیین کرد.
بررسیهای انجام شده در منابع معتبر علمی نشان میدهد هیچ کشف یا آپدیتی در سال ۲۰۲۵ یا ۲۰۲۶ در این رابطه وجود ندارد و همه منابع علمی معتبر همچنان به همان مقاله ۲۰۲۳ اشاره دارند.
این کشف شامل دو تنه درخت بزرگ (Combretum zeyheri) است که با یک شیار U شکل دقیق و عرضی روی هم قفل شدهاند که اولین مدرک قطعی از استفاده ساختاری از چوب در تاریخ باستانشناسی به شمار میرود و دارای اهمیت بسیار زیادی است.
در این کاوش ها چهار ابزار چوبی دیگر نیز یافت شد که شامل گوه، چوب حفاری، تنه بریده و شاخه شیاردار، با قدمت ۳۹۰ تا ۳۲۴ هزار سال هستند. این آثار در رسوبات مرطوب و بدون اکسیژن رودخانه مانند کپسول زمان حفظ شدهاند و منحصر به فردترین نمونه استفاده از چوب توسط انسان به شمار می رود.
بر اساس گزارش باستان شناسان این تیم مطالعاتی، این سازه توسط «هومینینها» (انسانتباران اولیه) ساخته شده که صدها هزار سال پیش از ظهور هومو ساپینس (انسان مدرن) زندگی میکردند. گفتنی است این مساله هیچ ارتباطی با رد نظریه دگرگشت یا فرضیه داروین ندارد؛ برعکس، این یافته نشاندهنده ظرفیت شناختی و فنی پیشرفتهتر از تصور قبلی توسط انسان آن دوره است.
باستانشناسان تاکید میکنند این یک ساختار ساده و احتمالاً بخشی از پلتفرم، کفپوش یا پناهگاه موقت بوده، نه خانه دائمی یا روستا و استفاده از عباراتی مانند «سکونتگاه دائمی» یا «پلتفرم مهندسیشده» در گزارشهای علمی اصلی وجود ندارد و این واژهها تنها بزرگنمایی رسانهای در برخی سایتهای فارسی زبان با هدف جذب مخاطب است.
علاوه بر این، ادعای «قدیمیترین سازه دست بشر» بودن آن نیز نسبی است؛ در حال حاضر میتوان این اثر را قدیمیترین ساختار چوبی شناختهشده محسوب کرد، اما در واقعیت، ساختارهای سنگی بسیار قدیمیتر (مانند دیوارهای ساخته شده داخل غارها) در نقاط مختلف جهان وجود دارد و هر دوی این آثار چوبی و سنگی هیچ ربطی به آغاز کشاورزی ندارد. باید توجه داشت تا پیش از این کشف، چوبهای ساختهشده توسط انسانهای اولیه بسیار نادر بودند؛ چون چوب بهسرعت میپوسد و فقط در شرایط استثنایی مانند باتلاق یا رسوبات آب ماندگار میماند.
این یافتهها به ما میگویند انسانهای اولیه بسیار باهوشتر از آنچه تصور میکردیم بودند. آنها درختان را نه فقط برای ابزار ساده، بلکه برای ساخت سکوی بلند، راهرو یا حتی پایهسکونتگاه استفاده میکردند. این کار پیشدرآمدی برای اختراع «دستهدار کردن ابزار» بود و نشان میدهد ذهن فنی آنها بسیار پیشرفته بوده است.
به زبان ساده تر میتوان ادعا کرد ۴۷۶ هزار سال پیش، اجداد ما در آفریقا با چوب کار میکردند، سازه میساختند و زندگیشان را راحتتر میکردند. این کشف، تصویر ما از «انسان اولیه» را کاملاً تغییر میدهد و ثابت میکند فناوری چوب به اندازه سنگ مهم و قدیمی بوده است.
در پایان باید مجددا تاکید کرد علم با اغراق و تحریف سازگار نیست. وقتی خبرهای علمی را میخوانیم، بهتر است همیشه به منبع اصلی(مانند مقالهNature در رابطه با این خبر) مراجعه کنیم تا حقیقت را از روایتهای زرد جدا کنیم زیرا این یافته واقعی، خود به اندازه کافی شگفتانگیز بوده و نیازی به بزرگنمایی ندارد.
*دکتر احسان محمدحسینی، پژوهشگر و مدرس دانشگاه

