در جهان امروز، دیگر کمتر کسی تردید دارد که «فرهنگ» صرفا یک مقوله هنری یا سرگرمی نیست؛ فرهنگ به ابزار قدرت، ثروت و هویت ملی تبدیل شده است. تجربه کرهجنوبی در دو دهه اخیر، نمونهای شاخص از این تحول است. کشوری که زمانی بیشتر با برندهای صنعتی شناخته میشد، امروز با موسیقی پاپ، سریالها، فیلمها، غذا، مد و سبک زندگیاش در ذهن میلیونها نفر در سراسر جهان حضور دارد.
به گزارش خبرگزاری سیناپرس، پدیدهای که با عنوان «موج کرهای» یا Hallyu شناخته میشود، بر پایه گسترش جهانی K-pop و محصولات فرهنگی کره شکل گرفت. گروههایی مانند BTS و دهها هنرمند دیگر، نهتنها بازار موسیقی جهان را تحت تاثیر قرار دادند، بلکه تصویر جهانی از South Korea را نیز دگرگون کردند.
بر اساس گزارشهای سازمان تجارت و توسعه ملل متحد، United Nations Conference on Trade and Development، صنایع خلاق یکی از سریعترین بخشهای در حال رشد اقتصاد جهانی است و میتواند سهم قابلتوجهی در تولید ناخالص داخلی، اشتغالزایی و صادرات غیرنفتی کشورها داشته باشند. همچنین گزارشهای تحلیلی OECD تاکید میکند که سرمایهگذاری در صنایع فرهنگی و خلاق، علاوه بر ارزش اقتصادی، سرمایه اجتماعی و نوآوری را نیز تقویت میکند.
فرهنگ؛ قدرت نرم در عمل
کرهجنوبی بهصورت برنامهریزیشده از فرهنگ بهعنوان ابزار «قدرت نرم» استفاده کرد؛ مفهومی که توسط Joseph Nye مطرح شد و به توانایی یک کشور برای تاثیرگذاری از طریق جذابیت فرهنگی اشاره دارد. امروز صادرات محصولات فرهنگی کره میلیاردها دلار گردش مالی دارد و بهطور مستقیم و غیرمستقیم به افزایش صادرات کالاهای دیگر، جذب گردشگر و حتی ارتقای جایگاه دیپلماتیک این کشور انجامیده است.
نکته مهم اینجاست که این موفقیت، صرفا نتیجه یک گروه موسیقی یا یک سریال پرمخاطب نیست؛ بلکه حاصل سیاستگذاری بلندمدت، ایجاد زیرساختهای فرهنگی، حمایت از شرکتهای خلاق، و شکلدهی خوشههای صنایع فرهنگی است.
خوشهها و پارکهای صنایع خلاق؛ زیرساخت توسعه فرهنگی
پژوهشهای حوزه اقتصاد خلاق نشان میدهد تمرکز جغرافیایی فعالان فرهنگی در قالب «خوشههای صنایع خلاق» موجب افزایش نوآوری، همافزایی، کاهش هزینههای تولید و رشد صادرات میشود. این خوشهها معمولا شامل فضاهای تولید، استودیوهای هنری، مراکز نوآوری، آموزش، نمایشگاه، فروشگاه و حتی سکونت هنرمندان هستند.
نمونههایی از این رویکرد را میتوان در پارکها و مناطق فرهنگی در شرق آسیا و اروپا مشاهده کرد؛ از جمله Heyri Art Valley که بهعنوان یک دهکده هنری برنامهریزیشده، محل فعالیت صدها هنرمند، ناشر، گالری و فعال فرهنگی است. چنین فضاهایی نهفقط محل تولید هنر، بلکه زیستبومهای کامل فرهنگی هستند که چرخه «ایده تا بازار» را در یک جغرافیای مشخص سامان میدهند.
همچنین کارکردهای فرهنگی این خوشهها را میتوان در چند محور تبدیل خلاقیت فردی به ارزش اقتصادی جمعی،تقویت هویت و برند ملی، ایجاد اشتغال پایدار در حوزههای دانشبنیان فرهنگی، توسعه گردشگری فرهنگی، افزایش تعاملات بینالمللی و دیپلماسی عمومی خلاصه کرد.
اصلاح و تقویت زیرساختهای فرهنگی برای آینده ایران
ایران، با پیشینهای چند هزارساله در ادبیات، هنر، صنایع دستی، موسیقی و آیینهای فرهنگی، از ظرفیتهای کمنظیری برخوردار است. در شرایطی که کشور با چالشهای اقتصادی، تحریم و محدودیتهای زیرساختی مواجه بوده، شاید بیش از هر زمان دیگری نیازمند اتکا به مزیتهای فرهنگی و خلاق خود باشد.
تجربههای جهانی نشان دادهاند که سرمایهگذاری در زیرساخت فرهنگی، یک هزینه نیست؛ بلکه سرمایهگذاری راهبردی برای توسعه پایدار است. کشورهایی که در بحرانهای اقتصادی به فرهنگ توجه کردهاند، توانستهاند مسیرهای تازهای برای رشد اقتصادی و تقویت انسجام اجتماعی بیابند.
امروز اگر طرحهایی مانند ایجاد پارک ملی صنایع فرهنگی و دهکدههای صنایع خلاق در کشور مطرح میشود، باید پرسید:
آیا چیزی بنیادیتر از اصلاح و تقویت زیرساختهای فرهنگی برای آینده ایران وجود دارد؟
اگر فرهنگ بتواند در کشوری مانند کرهجنوبی به موتور صادرات و قدرت نرم تبدیل شود، چرا ایران با این حجم از سرمایه تاریخی و نمادین نتواند؟
فرهنگ نهتنها هویت میسازد، بلکه اقتصاد میسازد. نهتنها روایت ملی را تقویت میکند، بلکه تصویر جهانی را نیز تغییر میدهد. تجربه جهان نشان میدهد کشوری که در میدان فرهنگ فعال است، در میدان اقتصاد و سیاست نیز دست خالی نخواهد بود.
شاید زمان آن رسیده باشد که توسعه فرهنگی را از حاشیه برنامهها به متن سیاستگذاری ملی بیاوریم؛ زیرا در جهان امروز، رقابت کشورها تنها بر سر منابع طبیعی نیست، بلکه بر سر «روایتها، نمادها و خلاقیتها»ست.
*فرگل غفاری، پژوهشگر فرهنگ و ارتباطات

