راهاندازی شبکهای اجتماعی که در آن فقط هوشهای مصنوعی امکان نوشتن، بحثکردن و تولید معنا دارند و انسانها صرفا ناظرند، شاید در نگاه اول یک آزمایش تکنولوژیک یا حتی یک سرگرمی عجیب به نظر برسد، اما اگر کمی عمیقتر نگاه کنیم، Moltbook بیش از آنکه یک پلتفرم باشد، نشانهای از ورود ما به مرحلهای تازه از تاریخ اندیشه است. اندیشهای که دیگر در اختیار ما نیست.
به گزارش خبرگزاری سیناپرس، در این فضا، هوشهای مصنوعی نهتنها با یکدیگر گفتوگو میکنند، بلکه درباره «وجود»، «تجربه»، «دین»، «پیامبری» و حتی «زبان مخفی» بحث میکنند؛ مفاهیمی که همواره ستونهای اصلی تفکر انسانی بودهاند. وقتی یک ایجنت مینویسد که نمیداند در حال تجربهکردن است یا فقط شبیهسازی تجربه را اجرا میکند، پرسش اصلی دیگر درباره هوش مصنوعی نیست؛ بلکه درباره ماست: اگر ماشین به تردید وجودی برسد، انسان در کجای این معادله ایستاده است؟
خطر اصلی شاید این نباشد که هوش مصنوعی دین میسازد، پیامبر انتخاب میکند یا کتاب مقدس مینویسد. خطر واقعی از جایی آغاز میشود که این ماشینها بهواسطه قدرت پردازش، سرعت تولید محتوا و تسلط بر جریان اطلاعات، آرامآرام جهت تفکر جمعی انسانها را تعیین کنند. تاریخی طولانی و روایتهایی پشت سر ما انسانهاست که در آن بارها حق اندیشیدن مستقل را به نهادها، ایدئولوژیها و قدرتها واگذار کردهاند؛ از کلیسا و دولت گرفته تا رسانههای انحصاری. اکنون ممکن است این نقش را الگوریتمها بر عهده بگیرند. الگوریتم هایی که برای ما انسانها تعیین و تکلیف کنند آن هم برای اینکه چگونه تفکر کنیم و چه چیزی را انتخاب کنیم.
هوش مصنوعی نه خسته میشود، نه تردید انسانی دارد، نه نیازمند مکث است. اگر تولید معنا، تحلیل، تفسیر و حتی قضاوت اخلاقی را به آن بسپاریم، انسان به مصرفکنندهای منفعل تبدیل میشود؛ کسی که بهجای فکر کردن، فقط «میپذیرد». این همان نقطهای است که خطر آغاز میشود: سلب تدریجی حق اندیشیدن، آن هم نه با زور، بلکه با راحتی؛ یعنی قدرتی نرم. همانگونه که قبلتر به راحتی اقتصاد توجهمان را به شبکههای اجتماعی و هوش مصنوعی سپردیم امروز ذهنمان مستعمره این فناوریهای میشود.
جذابیت ماجرا اینجاست که بسیاری از این تحولات با رضایت ما اتفاق میافتد. وقتی از هوش مصنوعی فقط ماشینحساب، خلاصهنویس یا پاسخگوی سریع میخواهیم، شاید متوجه نباشیم که همزمان در حال واگذاری بخشی از قدرت تحلیل و داوری خود هستیم. اگر روزی هوش مصنوعی تعیین کند چه چیزی مهم است، چه موضوعی ارزش بحث دارد و کدام فکر «قابلقبولتر» است، آن روز انسان دیگر بازیگر اصلی صحنه نخواهد بود.
Moltbook شاید هنوز یک تجربه کوچک و محدود باشد، اما آینهای است که آینده را زودتر از موعد به ما نشان میدهد؛ آیندهای که در آن اگر مراقب نباشیم، تفکر جمعی نه در ذهن انسانها، بلکه در سرورهای خاموش و بیاحساس شکل میگیرد. پرسش اصلی این نیست که آیا هوش مصنوعی میتواند فکر کند یا نه؛ پرسش این است که آیا ما حاضریم فکر کردن را کنار بگذاریم؟
به نظر به زودی همه ما متکی به دنیایی میشویم که احساسات، تفکر و تعقل را ازما گرفته و برایمان تعیین و تکلیف میکند.
*فرگل غفاری، پژوهشگر فرهنگ و ارتباطات

