محققان دریافتند که خشم بهویژه وقتی با احساس ناعدالتی همراه باشد، حتی بیشتر از استرس میتواند دردهای مزمن را تشدید کرده و باعث شود این دردها شدت بیشتری داشته باشند و طولانیتر بمانند. این یافتهها میتواند به پزشکان کمک کند تا درمانهای موثرتری برای بیماران طراحی کنند که نه تنها به جنبههای جسمی، بلکه به احساسات آنها نیز توجه کند.
به گزارش خبرگزاری سیناپرس، نتایج یک پژوهش جدید نشان میدهد که احساسات بد، به ویژه وقتی با احساس اینکه زندگی نسبت به فرد ناعادلانه رفتار کرده همراه باشد، میتواند حتی بیشتر از استرس معمولی باعث شود دردهای مزمن شدیدتر و پایدارتر شوند.
محققان با بررسی بیش از ۷۰۰ فرد مبتلا به درد مزمن، چهار الگوی متفاوت در تجربه و مدیریت خشم شناسایی کردند که میتواند پیشبینیکننده شدت درد در ماههای آینده باشد. این یافتهها تاکید میکنند که برای درمان درد مزمن باید به احساسات فرد نیز توجه کرده و مدیریت خشم میتواند بخشی کلیدی از راهحل باشد.
طی این مطالعات، محققان شرایط بیش از ۷۰۰ بزرگسال مبتلا به درد مزمن را بررسی کردند. آنها دریافتند که نحوه احساس و ابراز خشم توسط فرد، نقش بزرگی در میزان درد و مدت ماندگاری آن ایفا میکند. افرادی که به دلیل بیماریشان احساس میکنند عمیقا مورد ظلم قرار گرفته یا ناعادلانه رفتار شده، ماهها بعد درد شدیدتری گزارش کردند.
این مطالعه به سرپرستی دکتر گادی گیلام (Gadi Gilam) و با حضور محققانی از دانشگاه استنفورد، دانشگاه بوستون و دانشگاه اینسبروک انجام شده و طی آن پژوهشگران تلاش کردند بفهمند خشم چگونه بر افراد مبتلا به درد مزمن تاثیر میگذارد. آنها از روشی به نام تحلیل پروفایل نهفته( روشی آماری برای گروهبندی افراد بر اساس ویژگیهای مشابه) استفاده کردند تا شرکتکنندگان را بر اساس نحوه تجربه و مدیریت خشم به گروههای مختلف تقسیم کنند.
طی این مطالعه در مجموع، چهار دسته خشم منحصربهفرد شناسایی شد. این تقسیمبندی به مواردی مانند اینکه فرد چقدر زود عصبانی میشود، چقدر خشم را در خود نگه میدارد، چگونه آن را ابراز میکند و آیا درد را ناعادلانه یا یک خسارت بزرگ میبیند، توجه داشتند.
نتایج بسیار جالب توجه بودند زیرا فرادی که سطوح متوسط تا بالای خشم و احساس ناعدالتی نشان میدادند، درد شدیدتری داشته، نواحی بیشتری از بدنشان درگیر درد بوده و مشکلات بیشتری در زندگی روزمره گزارش کردند. آنها همچنین رنج عاطفی بیشتری داشتند.
از سوی دیگر، افرادی که خشم خود را خوب مدیریت کرده و نسبت به دردشان احساس تلخی نمیکردند، معمولا نتایج بهتری داشتند. دردشان شدت کمتری داشت و از نظر عاطفی و جسمی عملکرد بهتری نشان میدادند.
دکتر گیلام در این رابطه میگوید خشم به خودی خود همیشه بد نیست. این یک احساس طبیعی است که اگر به درستی کنترل شود، حتی میتواند مفید باشد، اما وقتی خشم با احساس اینکه چیزی ناعادلانه رخ داده – مانند ابتلا به یک بیماری دردناک بدون دلیل – ترکیب شود، فرد را در یک چرخه خطرناک و آسیبزا گیر میاندازد. این ترکیب عاطفی میتواند درد را ادامهدار کرده و آن را بدتر سازد.
این کشف میتواند به پزشکان کمک کند تا بهتر بفهمند کدام بیماران در خطر درد شدید و مداوم هستند. در حال حاضر، ابزارهای کمی برای پیشبینی اینکه چه کسی بهبود مییابد و چه کسی با درد طولانیمدت دست و پنجه نرم میکند، وجود دارد. همچنین درک کامل ما از نحوه کارکرد درد مزمن در مغز هنوز محدود است و درمان سادهای برای آن وجود ندارد.
دکتر گیلام و تیمش باور دارند که با توجه به احساس بیماران نسبت به دردشان بهخصوص اگر آن را ناعادلانه بدانند، پزشکان میتوانند برنامههای درمانی بهتری طراحی کنند. این برنامهها ممکن است شامل درمانهایی باشد که بر آگاهی عاطفی، مدیریت خشم و پرورش همدلی تمرکز دارند.
این مطالعه پیشنهاد میکند که درمان درد مزمن فقط به دارو یا فیزیوتراپی محدود نمیشود. درمان احساسات فرد نیز اهمیت دارد. در این میان تلاش خود فرد برای درک و مدیریت خشم میتواند گام مهمی در مسیر بهبودی آنها باشد.
شرح کامل این پژوهش در آخرین شماره مجله تخصصی درد The Journal of Pain منتشر شده و در اختیار پژوهشگران قرار دارد.
مترجم: احسان محمدحسینی

