نگاهی به سیزده بدر
جشن رهایی یا ترس از یک عدد

سیزدهم فروردین، روزی که مردم از خانه بیرون میروند تا به باورهای کهن، نحسی این روز را در دل طبیعت بزدایند، ریشهای عمیق در تاریخ و اساطیر دارد. از آشوبهای ازلی و نحوست عدد سیزده در باورهای جهانی تا آیینهای طلب باران و جشنهای آریایی، روایتهای متعددی درباره منشأ این روز نقل شده است. اما آیا واقعاً سیزدهمین روز فروردین، نحس است یا این بدیمنی، ساخته و پرداخته فرهنگهای مختلف در گذر زمان بوده است؟
به گزارش خبرگزاری سینا، سیزده فروردین، پایان دوره جشنهای نوروزی است. در این روز مردم بنا بر یک سنت فرهنگی از خانهها بیرون و به دشت و صحرا و باغها میروند تا آخرین روز عید را در طبیعت و در کنار سبزه و گیاه و آب روان، چشمهها و جویبارها به شادی و خوشی بگذرانند.
در گذشته، مردم قید و بندی برای رفتارهای خود در روز سیزده نمیپذیرفتند و با برخوردها، هوسبازیها و شادخواریها نظم و قرارهای اجتماعی را بر هم میزدند و آشوب و آشفتگیهایی در روال معمول زندگی خود پدید میآوردند. رفتارهای بیبندوبار و آشوبگرانه برخی، حوادث ناگواری میآفرید که گریبان آنها و دیگران را میگرفت و گاهی مصیبتهایی به بار میآورد. مردم این مصیبتها و ناخجستگیها را اثری از نحسی شماره سیزده میدانستند. از این رو، سیزده فروردین را هم نحس و بدشگون میانگاشتند.
«بهار»، روز سیزده را معرف آشوب ازلی پیش از آفرینش میانگارد و مینویسد: «هر آشوبی پیش از نظم گرفتن، نحس به شمار میآمده است. جهان پس از این آشوب و پس از برقراری نظم مقدس میشود. از این رو، همچنان که پنج روز دزدیده (خمسه مسترقه) مقدس نیست، «سیزده به در» هم مقدس نیست.»
فالِ ناخجستگی سیزده
اعتقاد به ناخجستگی و بدشگونی شماره سیزده، اعتقادی است بسیار کهن که در فرهنگها و در میان بیشتر اقوام و ملل جهان وجود داشته است. در نوشتههای کهن تاریخی و ادبی ایران به نحس بودن سیزده فروردین اشارهای نشده است. «بیرونی»، روز تیر، یعنی روز ۱۳ از ماه تیر را نحس نوشته است.
«فرهوشی»، ناخجستگی این روز را ناشی از حوادث بزرگ کیهانی و واقعههای سهمگین و ناگواری همراه با زمینلرزه و ویرانی میداند که در دوران اساطیری و تاریخی، در روز سیزدهم سال نو در جهان رخ داده است: «این همه حوادث، این اندیشه را در ذهن مردمان به بار آورده است که در هر چند هزار سال یک بار، در همین هنگام سال، بلایی آسمانی دوره جهان را فرو خواهد بست و تغییری در جهان حاصل خواهد شد. اعتقاد به هزارهها که در ایران کهن بسیار رواج داشت، از همین رو است. مردم به طور سنتی، هر سال در هنگام روز سیزدهم فروردینماه منتظر زمینلرزهای سهمگین بودهاند و از این رو، خانه و کاشانه خود را رها میکردند و در این روز، زیر سقف و بام نمیماندند تا اگر زمینلرزهای فرا رسد، از آسیب در امان باشند. رفتهرفته، روز سیزدهم سال و در پی آن، شماره سیزده رنگ نحس و ناخجستگی گرفت و مردم در همه جای دنیا از عدد سیزده پرهیز کردند و عدد سیزده، یک ترس و وحشت روانی برای تمام مردم روی زمین پدید آورد.»
برخی از پژوهشگران نیز عقیده دارند که مفهوم ناخجستگی روز سیزده فروردین، در نخستین سال رصد زردشت پدید آمده و تاکنون همچنان باقی مانده است. به این گونه که: «چون در نخستین سال رصد زردشت، روز سیزدهم فروردین با روز سیزدهم ماه قمری همان سال منطبق شد و آفتاب و ماه در مقابل یکدیگر قرار گرفتند، منجمان این روز خاص استثنایی را نحس خواندند که آفتاب و ماه به استقبال هم آمدند. از این رو، دستور دادند تا مردم از خانهها خارج شده، به صحرا روند و نحوست چنین روزی را در بیابان به در کنند.»
شاید هم اندیشه ناخجستگی عدد سیزده و باور به بدشگون بودن روز سیزده و شومی و نحسی آن در میان ایرانیان، از اندیشهها و باورهای غیرایرانی بوده که احتمالاً از راه ارتباطهای بازرگانی و فرهنگی به سرزمین ایران راه یافته است.
در تأیید این نظر، «رضازاده شفق» منشأ این عقیده را یونانی دانسته و نوشته است: «به موجب عقیده یونانیهای قدیم، انجمنی مرکب از خدایان دوازدهگانه منعقد بوده و سیزدهمی وارد شده، یکی از آنها را کشته و این مجلس را به هم زده است. از همان روز، عدد سیزده منحوس و بدشگون گشت. این عقیده با رسوخ غریبی در تمام جهان متمدن آن زمان انتشار یافت و مردم به همان عقیده گرویدند و از عدد سیزده ترسیدند.»
مسیحیان جهان نیز از زمانهای بسیار پیش، عدد سیزده را نحس میشمردند و از آن دوری میجستند. به باوری کهن، هنگام آخرین شام حضرت عیسی، سر سفره غذا سیزده تن بودند که یکی از آنان خیانت کرد و به دشمن، حضور عیسی را در آنجا خبر داد و او را دستگیر و مصلوب کردند. از این رو، مسیحیان بر سر سفره ۱۳ نفر نمینشینند.
خاستگاه جشن سیزده فروردین
اگرچه خاستگاه جشن سیزده فروردین کاملاً روشن نیست، لیکن در کهن بودن این جشن و جنبه همگانی و مردمی آن تردیدی نمیتوان کرد. در روایات اساطیری و تاریخی و منابع ادبی قدیم ایران، از جشن سیزدهم فروردین و رسم بیرون رفتن از خانه در روز سیزده و گذراندن آن در دشت و صحرا، ذکری نیامده است.
در دین مزدیسنا، روز سیزدهم هر ماه به «تیر»، ایزد باران، تعلق دارد و به نام او خوانده و مقدس شمرده میشود. در زمانهای قدیم، ایرانیان ایزد باران را در روزهای سیزدهم هر ماه، بهویژه سیزدهم تیرماه، نیایش میکردند و مناسک دعا بهجا میآوردند تا باران ببارد، سبزه و گیاه بروید، نعمتهای روی زمین افزون گردد و زندگی تازگی و شادابی بیابد.
درباره منشأ جشن سیزده نوروز، نظرها و عقاید گوناگونی ابراز شده است. مثلاً، «ذبیح بهروز« دیدگاه خاصی درباره روز سیزده فروردین دارد و آن را جشنی کهن و آریایی میداند. او روز سیزده را نخستین نوروز سال مبدأ گاهشماری میداند که بنابر محاسبات گاهشماری از سهشنبه شروع میشد و روز یکشنبه و شب بدر قرار میگرفت. او میگوید این روز را ایرانیان از دیرباز جشن میگرفتهاند. او مینویسد: «جشن سیزده فروردین که روز یکشنبه و روز پرماه بوده، از جشنهای قدیم آریایی است و تاکنون در اروپا معمول است. اروپاییان با حساب (قمری – شمسی) این جشن را میگیرند. بنابراین، نزد آنان این جشن ثابت نیست، ولی در نزد ما که این جشن را با حساب شمسی میگیریم، ثابت است.»
«فرهوشی» نظری دیگر دارد و روز سیزده را تمثیلی از هزاره سیزدهم عمر جهان دانسته و احتمال میدهد که جشن سیزده نوروز برگرفته از اعتقاد هند و اروپایی باشد. او مینویسد: «در اساطیر ایرانی، عمر جهان هستی ۱۲ هزار سال است و عدد ۱۲ از بروج دوازدهگانه گرفته شده است و پس از این ۱۲ هزار سال، دوره جهان بسته میشود و انسانهایی که در جهان هستی وظیفه آنها جنگ در برابر اهریمن است، پس از این دوازده هزار سال، پیروزی نهایی بر اهریمن مییابند. با ظهور سوشیانت، آخرین نیروی اهریمنی از میان میرود و جنگ اهورامزدا بر ضد اهریمن با پیروزی پایان مییابد. از آن پس، دیگر جهان مادی وجود نخواهد داشت و آدمیان به جایگاه ابدی خویش در عالم مینو بازمیگردند.
با دانستن این موضوع، میتوان گفت که نخستین دوازده روز جشن، تمثیلی از این ۱۲ هزار سال زندگی و زایش انسانهاست و روز سیزدهم تمثیلی از هزاره سیزدهم میتواند باشد که آغاز رهایی از جهان مادی است و از این رو، سیزدهم میتواند روز بازگشت ارواح به مینو و روز بزرگ رامش کیهانی باشد.»
در توجیهی دیگر، مراسم سیزده نوروز را احتمالاً «روز ویژه طلب باران برای کشتزارهای نودمیده» در دورانهای کهن میداند و مینویسد: «ایرانیان در روزگاران کهن، پس از برگزاری مراسم نوروزی و دمیدن سبزه و گندم و جو و حبوبات، در نخستین روزهای سال و در روزی که متعلق به ستاره باران بود، یعنی در روز سیزدهم فروردین، به دشت و صحرا و کنار چشمه و جویبار میرفتند و به هنگام شکست یافتن [ایوشه]، دیو خشکسالی، در نیمروز گوسفند بریان میکردند و این نثاری بود برای [تیشتر یا تیر]، فرشته باران، تا کشتهای نودمیده را از باران سیراب کند.»
«روحالامینی» شباهتی میان «سیزدهبهدر» و برخی از رسمهای کاتارها (بازماندگان مانویان در اروپا)، که فرهنگی ترکیبی از اندیشه زرتشتی و فلسفه باستان و مسیحیت دارند، میبیند و گمان میزند که این دو شاید ریشه مشترک باستانی، داشته باشند: «کاتارها در روز عید “پاک” (که برخی از سالها به روز سیزدهم فروردین نزدیک است)، از خانه بیرون آمده و روز را در دامن صحرا و کنار کشتزار میگذرانند و برای ناهار با خود تخممرغ میبرند. در این روز، پنهان کردن تخممرغ در گوشهوکنار و پیدا کردن آنها سرگرمی کودکان است. سه شباهت یا سه ویژگی مشترک این دو عبارتاند از: او اینکه آغاز محاسبه هر دو از آغاز بهار و اعتدال ربیعی است، دوم، در روز سیزدهم و عیدهای کاتارها، مردم به صحرا و دامان طبیعت میروند، سوم، بازی و سرگرمی کودکان با تخممرغ فقط در روزهای عید بهاری رسم است، نه فصلهای دیگر سال.»