صنعت فرش ایران که در گذشته نماد هنر و فرهنگ این سرزمین بود، اکنون با چالشهای جدی مواجه است که تهدیدی برای هویت و اقتصاد ملی به شمار میروند. دو مسأله اصلی که این صنعت را در معرض خطر قرار دادهاند، ظهور فرشهای ربات بافت و فروش فرشهای تولید شده در هند و پاکستان به نام فرش ایرانی است.
به گزارش خبرگزاری سینا، صادرات فرش دستباف ایران در سالهای اخیر کاهش چشمگیری داشته است. بر اساس آمار گمرک، ارزش صادرات فرش دستباف ایران از ۴۲۶ میلیون دلار در سال ۱۳۹۶ به ۳۹.۷ میلیون دلار در سال ۱۴۰۲ کاهش یافته است. این کاهش نشاندهنده افت بیش از ۹۰ درصدی در صادرات فرش ایران است. همچنین، سهم فرش ایران از بازار جهانی فرش دستباف کاهش یافته و کشورهای رقیب مانند هند و پاکستان توانستهاند سهم بیشتری از بازار را به خود اختصاص دهند. در سال ۲۰۲۲، هند با ۳۰.۳ درصد، چین با ۹.۱ درصد، مصر با ۸.۸ درصد، نپال با ۸.۳ درصد، پاکستان با ۷.۷ درصد و ایران با ۷.۴ درصد از کل صادرات فرش دستباف جهانی سهم داشتند.
فرشهای ربات بافت: تهدیدی برای اصالت و کیفیت
فرشهای ربات بافت که بدون گره بافته میشوند، به دلیل تولید انبوه و قیمت پایین، بازارهای داخلی و خارجی را تحت تأثیر قرار دادهاند. این فرشها فاقد اصالت هنری و کیفیت فرشهای دستباف ایرانی هستند و به تدریج جایگزین فرشهای اصیل میشوند.
فرشهای ایرانی که در گذشته با پشم گوسفند ایرانی، رنگهای طبیعی و طرحهای منحصربهفرد بافته میشد، حالا در بسیاری از کشورها بهخصوص پاکستان و هند بافته میشود و بهعنوان فرش ایرانی در بازار جهانی به فروش میرسد. به گفته «حمید کاظمزاده»، پژوهشگر و بافنده و تولید کننده فرش ایرانی، بهدلیل هزینههای پایینتر در کشورهای دیگر، فرشهای این کشورها با قیمتهای بسیار ارزانتر تولید میشود و در نهایت با نام فرش ایرانی به فروش میرسند.
او میگوید: «متاسفانه دیگر هیچ تفاوتی میان فرشهای ایرانی و فرشهای هند و پاکستان وجود ندارد. در گذشته، پشم ایرانی و رنگهای خاص ایرانی شناختهشده بودند، اما حالا این ویژگیها در سراسر دنیا پخش شده و فرشهای دستباف ایرانی از آنچه که باید باشند، فاصله گرفتهاند. حتی فرشهای ماشینی که دیگر گره ندارند، هم با استفاده از همان مواد اولیه و رنگها بافته میشوند و هیچ تفاوتی میان آنها و فرشهای دستباف وجود ندارد.»
کاظمزاده به این نکته اشاره میکند که قیمت تمامشده فرش در کشورهای دیگر بهویژه هند و پاکستان بهمراتب پایینتر از ایران است و به همین دلیل تولیدکنندگان ایرانی از رقابت در بازار جهانی عاجز شدهاند. «در گذشته، فرشهای دستباف ایرانی در سطح جهانی جایگاهی ویژه داشتند و سالانه نزدیک به ۲ میلیارد دلار فرش صادر میشد، اما حالا این رقم به ۵۰۰ تا ۶۰۰ میلیون دلار کاهش یافته است.»
این پژوهشگر فرش با اشاره به از دست دادن بازارهای داخلی و صادراتی، به لزوم توجه به صنعت فرش ایرانی برای بازگشت به مسیر درست تأکید میکند. «متاسفانه تولیدکنندگان ایرانی دیگر توان رقابت ندارند و بازار فرش به طور کامل از دست رفته است. حتی فرشهای رباتیک و ماشینی که در ایران تولید میشود، بهعنوان فرش ایرانی به فروش میرود، در حالی که هیچ تفاوتی با فرشهای تولید شده در کشورهای دیگر ندارند.»
او همچنین به کاهش چشمگیر بافندگان فرش اشاره میکند ومیگوید:تمامی بحرانها ازجمله کمبود و گرانی مواد اولیه،عدم حمایت و عدم فروش محصولات صنایع دستی و فرش باعث شده که بافندگان فرش از دو میلیون تن به ۷هزار تن کاهش یابد.
نقشههای فرش ایرانی؛ گمشده در دنیای دیجیتال
مسئله بعدی که کاظمزاده به آن اشاره میکند، ثبت جهانی نقشههای فرش ایرانی است. «در گذشته، نقشههای فرش ایرانی منحصر به فرد بودند و هر نقشه به یک منطقه خاص از ایران تعلق داشت، اما امروز دیگر این نقشهها در دسترس همه قرار دارند و از نظر طراحی هیچ تمایزی میان فرش ایرانی و فرشهای کشورهای دیگر وجود ندارد. متاسفانه ایران هیچ اقدام جدی برای ثبت جهانی نقشههای فرش خود نکرده است و این موضوع باعث شده که دیگر نتوانیم از نظر طراحی و نقشه، مزیتی بر دیگر کشورها داشته باشیم.»
کاظمزاده تأکید میکند که اگر این وضعیت ادامه یابد، فرش ایرانی بهزودی از بازارهای جهانی و حتی بازار داخلی نیز محو خواهد شد. «اگر به این صنعت اهمیت ندهیم و به دنبال راهحلهای واقعی برای نجات آن نباشیم، نه تنها بازار جهانی را از دست خواهیم داد، بلکه هنری که برای قرنها در ایران ریشه داشته، به فراموشی سپرده خواهد شد. باید اقدامات فوری انجام شود تا فرش ایرانی به جایگاه واقعی خود بازگردد.»
هنر فرش یا فقط یک تکنیک؟
«هیاس حسینی»، کارشناس و فعال حوزه صنایع دستی در خصوص فرشهای رباتبافتی که حالا به نام فرش ایرانی در بازار عرضه میشوند، بر این باور است که آسیبها تنها به مسئله تکنیک محدود نمیشود، بلکه به یک تغییر جدی در مفهوم هنر اشاره دارد. او میگوید: واقعیت این است که در حال حاضر صنایع دستی ایران آسیب دیدهاند. در گذشته وقتی از هنر صحبت میشد، منظور فقط تکنیک نبود، بلکه پشت آن یک محتوا و اندیشه عمیق قرار داشت.»
حسینی ادامه میدهد: «هنر فرش باید بهعنوان یک تجربه انسانی در نظر گرفته شود، نه فقط یک تکنیک. در حال حاضر بسیاری از مردم تصور میکنند که هنر تنها یک تکنیک است و اگر ماشینها بتوانند آن را سریعتر و بهتر اجرا کنند، دیگر نیازی به دستساز بودن نیست. اما هنر فرش از دل زندگی فردی و اجتماعی بیرون میآید، چیزی فراتر از یک الگوی ساده تکنیکی.»
او همچنین به وضعیت آموزش هنر در دانشگاهها اشاره کرده و توضیح میدهد: «متاسفانه بسیاری از دانشگاهها تنها به تکنیکهای بیروح و خشک تمرکز دارند و از بستر فرهنگی و تاریخی هنر غفلت کردهاند. این امر باعث شده که هنرمندان صنایع دستی ایران نتوانند شناخت و درک عمیقی از هنر خود پیدا کنند.»
حسینی به مشکلات هنرمندان اشاره میکند: «هنرمندان ایرانی با مشکلات جدی مانند گرانی مواد اولیه، نبود بیمه و عدم حمایتهای کافی روبرو هستند. این مشکلات نه تنها هنرمندان را از تولید آثار باکیفیت بازمیدارد، بلکه باعث شده که ما نتوانیم هنر اصیل خود را بهطور صحیح به دنیا معرفی کنیم.»
در نهایت، حسینی تأکید میکند که اگر دیدگاه ما به هنر تغییر نکند و آن را تنها در قالب تکنیکهای رباتیک محدود کنیم، آسیبها همچنان ادامه خواهند داشت: «باید به هنر بهعنوان یک تجربه زندگی انسانی نگاه کنیم تا فرش و دیگر صنایع دستی ما دوباره جایگاه واقعی خود را پیدا کنند.»
خبرآنلاین