وی پس از طی دروس مقدماتی و متوسطه، به تحصیل در رشته فلسفه پرداخت و سپس به تدریس فلسفه روی آورد. هایدگر پس از مدتی به ریاست دانشگاه فرایبورگ آلمان دست یافت و به تمجید از آدولف هیتلر، رهبر حزب نازی پرداخت. به نظر او، شخص پیشوا و تنها خود او واقعیتِ موجود و آینده آلمان و قانون آن است. با این حال هایدگر بعدها از این تعاریف درباره هیتلر نادم شد. هایدگر پس از سالیانی از ریاست دانشگاه کناره گیری کرد و به مطالعه و تحقیق مشغول شد. او فلسفه خود را پژوهش وجود توصیف کرد و معتقد بود که توجه اصلی او به وجود، در معنای واقعی و مطلق آن است نه وجود شخصی. وی در تشریح وجود حاضر، مقوله پس از مرگ را زیر سوال برد و بر این عقیده بود که آگاه شدن از این امر که گذشتهْ پوچ بوده و آینده نیز پوچ خواهد بود، می تواند به انسان روحیه مبارزه با پوچی و پذیرش مسئولیت برای هستی خویش اعطا کند. هایدگر خود را فیلسوفی می داند که وظیفه اش نجات تمدنی است که خود را به تکنولوژی، علم و عقلانیت حساب شده، ارزان فروخته است. هایدگر در باب وجود کلی معترف است که چیزی نمی داند زیرا فهم آن برای ذهن بشر غیرممکن است، اما در باب وجود جزئی عقیده دارد که تجربه ای تلخ و بی ارزشی است میان دو خواب. گویى وی می گوید: روز مرگ ما از روز تولدمان بهتر است اما از این بهتر آن بود که اصلاً به دنیا نمی آمدیم.هایدگر درباره موضوعات متعدد علمی از قبیل منطق، فلسفه علم، فلسفه تاریخ، هستی شناسی، زبان، تکنولوژی، شعر و شاعری، فلسفه یونان و ریاضیات و… بازده علمی داشته است. این تنوع و گستره فکری باعث شد که وی از دیدگاه برخی، به عنوان فردی قابل احترام یاد شود. با این حال، نوشتارهای هایدگر را معمولاً بسیار پیچیده و مبهم می دانند. این پیچیدگی و ابهام از یک سو به علت نفوذ اندیشه او در مسائل غایى و انتزاعی است و از سوی دیگر ناشی از شیوه کاملاً خاص اوست که در زبان خود به کار می گیرد. فهم نوشتارهای بعدی هایدگر، حتی دشوارتر از نوشته های اولیه اوست. هایدگر چنان دشوارگوی بود و با کلمات بازی می کرد که اغلب افکارش در زیر لفاف لفظ، مکتوم مانده است. وی در برخی از کتب خود، خواننده را به مرداب پیچیدگیها و ابهامات می کشاند که راه پیدا کردن از آن به سرزمین عقل تقریباً غیرممکن است. بسیاری از فلاسفه جدید، در افکار او به اندیشه های مختلفی برخورده اند و همه در عمیق بودن اندیشه های او، اما نه در معنای آنها، اتفاق نظر دارند. از هایدِگر آثار متعددی بر جای مانده که وجود و زمان، متافیزیک چیست، تفکر چیست و سرچشمه کار هنر، از آن جمله است. مارتین هایدگر سرانجام در 26 مه سال 1976م در 87 سالگی درگذشت.
منبع:راسخون

