در این میان، جنگلیها به دعوت میرزا احمدخان اشتری، حاکم رشت، راهی این شهر شدند. میرزا احمدخان، خود نزد میرزا کوچک رفت و وی را برای به دست گرفتن زمام امور، به رشت فراخواند. میرزا نیز پذیرفت و در 14 خرداد 1299ش، وارد این شهر شد و دو روز پس از ورود میرزا به رشت، در تاریخ 16خرداد، وی حکومت موقت انقلابی و شورای نظامی انقلاب را در گیلان تشکیل داد و حکومت جمهوری را اعلام کرد. در اعلامیه مربوط به تشکیل دولت موقت جمهوری، اصول انقلاب سرخ گیلان اینگونه بیان شده بود: "جمعیت انقلاب سرخ ایران، اصول سلطنت را مُلغی کرده، جمهوری را رسماً اعلان مینماید؛ حکومت موقت جمهوری، حفاظت جان و مالِ عموم اهالی را به عهده میگیرد؛ هر نوع معاهده و قراردادی که به ضرر ایران، قدیماً و جدیداً با هر دولتی شده، لغو و باطل میشناسد؛ حکومت موقت جمهوری، همه اقوام بشر را یکی دانسته، تساوی حقوق درباره آنان قائل و حفظ شعائر اسلامی را از فرایض میداند." این جمهوری بر اثر درگیریهای شدید و مداوم با حکومت مرکزی دیری نپایید و با شهادت میرزا در 11 آذر 1300، فروپاشید.
یکی از رخدادهای مهم تاریخ ایران در سالهای پایانی حکومت قاجار و دوران وزارت جنگ رضاخان، قیام جنگل به رهبری میرزا کوچک خان جنگلی بود.
یونس معروف به میرزا کوچک فرزند میرزا بزرگ به سال 1298 ه. ق (برابر با 1259 ه. ش) در رشت متولد شد. در آغاز نوجوانی برای تحصیل علوم دینی به مدارس مذهبی قدم گذاشت و توانست در این رشته مدارج علمی را طی کند. وی سپس در گیلان به صفوف آزادی خواهان پیوست و برای سرکوبی محمد علی شاه روانه تهران شد. میرزا کوچک خان جنگلی یکی از فعالان حزب کمیته وحدت اسلامی، در اثنای جنگ جهانی اول برای مبارزه علیه استبداد و استعمار و نجات کشور قیام کرد.
در گیلان نیروهای داوطلب جدیدی به رهبری خالو قربان و احسان الله خان به جنگلیان پیوستند. جنگلیان گیلانی، روزنامه جنگل را که بیشتر تحت نفوذ جناح زمین دار مذهبی بود، منتشر کردند و خواهان کمک مالی به کشاورزان خرده پا، خودمختاری اداری گیلان، حمایت از اسلام، لغو همه قراردادهای نابرابر و تخلیه ایران از نیروهای انگلیسی بودند.
استعمار پیر و روسیه علیه میرزا
نهضت جنگل برای کشور انگلستان که ماهیت ضد استعماری میرزا کوچک خان را میشناخت قابل تحمل نبود و انگلیسیها برای خاموش کردن این شعله در پی فرصت بودند. در طی سالهای جنگ جهانی اول، انگلیس به دلیل گرفتاری، عملاً اقدام جدی علیه جنگلیها نکرد اما پس از پایان جنگ درصدد برآمد که این نهضت را به دست قزاقهای ایرانی از میان بردارد.
سیاست روسیه نسبت به نهضت جنگل نیز بسیار سودجویانه بود. جنگلیها تا زمانی که تزارها قدرت را در دست داشتند به مبارزه و مخالفت با آنان ادامه دادند اما در آغاز پیروزی انقلاب روسیه، روابط جنگلیها با روسیه حسنه شد. نهضت جنگل انقلاب روسیه را تأیید کرد و رهبران جدید روسیه نیز میرزا را یک انقلابی ضد استعمار میدانستند و او را ستایش میکردند. چندی نگذشت که روسها سیاست دوستانه خود را تغییر دادند و قدم به قدم از حمایت جنگلیها دست کشیدند و سرانجام به آنان خیانت کردند. در زمان نخست وزیری قوام السلطنه، دولت شوروی پشت جنگلیها را خالی کرد و رضاخان در سال 1300 شمسی برای سرکوب قیام عازم گیلان شد. احسان الله خان با خیانت به میرزا به شوروی گریخت، حیدر عمو اوغلو به دست میرزا کشته شد. سرانجام با تسلیم شدن خالو قربان به سردار سپه، نیروهای دولتی وارد رشت شدند و چون مذاکرات برای صلح با جنگلیها به نتیجه نرسید، در شرایطی که افراد نهضت به دلیل مشاهده خیانتهای مکرر در بدترین وضع روحی قرار داشتند، نیروهای دولتی به تعقیب جنگلیها پرداختند. بخشی از نیروها متفرق، برخی تسلیم و تعدادی نیز کشته شدند.
در چنین وضع سخت و دردناکی میرزا در سرمای شدید زمستان از همسرش خداحافظی کرد و در اعماق جنگل عقب نشست تا بتواند نیروهای پراکنده را در فرصتی مناسب جمع آوری کند اما سرمای سخت به او امان نداد و برای همیشه خاموش شد. دشمنان میرزا پس از یافتن جنازه او سرش را از بدن جدا کردند و مدتی در انظار عمومی به نمایش گذاشتند. سرانجام خالو قربان خائن، بیشرمانه سر میرزا را برای رضاخان به ارمغان برد و با مرگ میرزا قیام او نیز از بین رفت.
علی غلامرضایی؛ دکترای تاریخ
