سال ۲۰۱۵ تاکنون سال مثبتی نبوده است. اما سوال اینجاست که آیا اوضاع جهان واقعا در حال بدتر شدن است؟ "نزولگرایی" مفهومیست که در طی آن فرد نگاهی مهربانانه و خوشبینانهتر نسبت به گذشته دارد و درعوض آینده در نظر او چیزی شوم و ناگوار میآید. در نتیجهای که از تحقیقات صورت گرفته بدست آمده است ۷۱ درصد از شرکت کنندگان در تست سنجش میزان نزول گرایی بر بدتر شدن جهان اعتقاد داشته و تنها ۵ درصد این افراد بر بهتر شدن آن توافق نظر داشتند. اماواقعیت چیست؟
در روانشناسی دو انگاره وجود دارد که که میتواند علت توافق نظر اکثریت مردم را بر بدتر شدن جهان روشن سازد. مفهوم اول به تغییر "یادآوری" و نشانهها بازمیگردد. در طی تحقیقات صورت گرفته از اواخر سال ۱۹۸۰ میلادی تا اوابل دهه ۹۰ پس از اینکه از شرکت کندگان درباره یادآوری یک خاطره بصری سوال شد اکثریت آنها میل به یادآوری اتفاقات بین ۱۰ تا ۳۰ سالگی خود داشتند (شرکت کنندگان همگی ۳۰ تا ۶۰ ساله بودند). نتایج بدست آمده از این آزمایش نشان داد که بیشتر مردم مایل به یادآوری خاطرات اواخر دوران کودکی یا اوایل بزرگسالی خود هستند.
مفهوم دوم اثر "مثبتگرایی" نام دارد. مثبتگرایی بدین معنا که افراد با پیرشدن فرصت تجربههای احساسی منفی کمتری دارند و از این رو تمایل دارند اتفاقات خوشایند را بیشتر از اتفاقت تلخ و منفی به خود یادآوری کنند. بنابراین با کنار هم گذاشتن دو مفهوم "یادآوری" و "مثبتگرایی" افراد به این نتیجه می رسند که روزهای جوانی شان را مساعدتر و مطلوبتر فرض کنند. این خود میتواند توضیح این باشد که چرا بیشتر افراد به نزولگرایی روی می آورند.
حتی اگر شرایط کنونی جهان واقعا بدتر شده باشد (که همینطور است) اما باز هم شواهد جور دیگری نشان میدهند. در تحقیقی که در سال ۲۰۱۳ انجام شد سوابق سلامت مزاج سه گروه از افراد مختلف یعنی جوانان، میانسالان و پیرها بررسی شد که در نتیجه این تحقیق افراد پیر در مقایسه با جوانان و میانسالان کمتر از خوشبختی و تندرستی خود مطمئن بودند. با جستجوی بیشتر مشخص شد که اکثریت افراد پیر حاضر در این آزمایش در اوایل سال ۱۹۰۰ میلادی به دنیا آمده و از این رو تجربه حضور در جنگ و ناپایداری های اقتصادی را داشتند. روانشناسان اما بر این باورند که در وضعیت کنونی جهان امید به زندگی بیشتر شده، خشونت در حال کاهش است و انسانها در حال سلامتتر شدن و باهوشتر شدن هستند. پس شاید نزول گرایی چیزی جز یک تناقض در علم روانشانسی نباشد.
درکنار شواهدی که بر مثبتگرایی تاکید میکنند از طرفی دیگر تمایلات زیادی هم به منفی گرایی در بین انسانها وجود دارد. بر اساس تعریف این مفهوم، اتفاقات تلخ و ناگوار از لحاظ احساسی تاثیر بیشتری از یک اتفاق مشابه اما مثبت و خوشایند بر رفتار و افکار انسان دارند. به عنوان مثال همه ما در بیان نظرات منتقدانه و نکوهشهای خود مصرانهتر از ابراز تحسین و ستایش هستیم و اطلاعات بد به طور کلی بیشتر از اطلاعات خوب در ذهن ما مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرند. این حالت در افرادی که دچار افسردگی هستند بیشتر از افراد معمولی رخ میدهد. در طی تحقیقاتی که در سال ۲۰۱۱ میلادی صورت گرفت به هرکدام از شرکتکنندگان مجموعهای از جملات مثبت مثل "شما شغل جدیدی پیدا خواهید کرد" در کنار کلماتی منفی مثل "ناشایست" یا "بیلیاقت" نشان داده شد و از آنان درخواست شد که نظر خود را درباره ارتباط بین هرکدام از جملات با کلمات بگویند. افراد افسرده سریعتر از افراد معمولی در ربط دادن کلمات منفی به جمله مکمل آن عمل کردند. این نکته میتواند زمینه از پیش آماده شده افراد افسرده را برای پذیرش اتفاقات مبهم یا تاریک شرح دهد.
در نهایت جدای از تمامی فرضیات، تفاوتهای فردی هرکدام از ما نقش مهمی را در نتیجهگیریمان ایفا میکند. همه ما نگاهی غمانگیز به آینده نداریم و همه ما هم گذشتهمان را با علاقه به خاطر نمی آوریم. در آخر نگاه شخصی هرکس مهم ترین فرضیه در وضعیت کنونی جهان برای اوست.
منبع: گاردین
