کد خبر : 19473 شنبه 09 آبان 1394 - 00:00:35
در-بدنه-کسب-و-کار-کشور-نفت-جاری-است-نه-تلاش-!

دکتر آریا الستی، استاد دانشگاه صنعتی شریف:

در بدنه کسب و کار کشور نفت جاری است نه تلاش !

سیناپرس: دکتر آریا الستی، استاد مهندسی مکانیک دانشگاه صنعتی شریف است که پس از یک دوره چهار ساله مدیریت بر مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور، حدود 6 سالی است که مدیریت بخش های مختلف بنیاد ملی نخبگان را بر عهده دارد.

وی هم اکنون علاوه بر مسئولیت معاونت فرهنگی، اجرای عالی ترین سند مدیریت نخبگان یعنی سند راهبردی کشور در امور نخبگان را بر عهده دارد.

دکتر الستی در گفتگو با سیناپرس از دوران کودکی و چگونگی ورود به دبیرستان البرز و دانشگاه صنعتی شریف و در نهایت تحصیل دوره دکتری در دانشگاه کارلتون کانادا،همچنین از ماجرای بازگشتش به ایران و چگونگی هیات علمی شدنش در دانشگاهی که آغاز تحصیلات آکادمیکش را از آنجا آغاز کرده بود میگوید.

استاد دانشگاه صنعتی شریف در این گفتگو با نگاه آسیب شناسانه به تحقیقات و پژوهش های دانشگاهی کشور تاکید می کند : آنچه که ما در حوزه کاربردی انجام می دهیم در لبه فناوری دنیا نیست چراکه نیازهایمان هنوز به آن معنا تحریک نشده و متقاضی هم برای آنها وجود ندارد.

او معتقد است که پاشنه آشیل کشورمان در زمینه های علم و فناوری نیست بلکه ضعف بزرگ ایران فضای حاکم بر کسب و کار است چراکه متاسفانه کسب و کار کشور شامل نظام اقتصادی و بانکی شدیدا دولت زده است.

الستی در ادامه تاکید می کند : متاسفانه در شریان های بدنه کسب و کار کشور نفت جاری است نه تلاش ! از سوی دیگر متاسفانه مدیران هم به پشتوانه پول نفت به راحتی تصمیم می گیرند که این موضوع سرمنشا تمام خرابی هاست.

مشروح گفتگوی ما را  با دکتر آریا الستی بخوانید:

آقای دکتر از دوران نوجوانی و مدرسه برایمان بگویید؟

تا پایان مقطع راهنمایی در محله ای به نام کوتی شهر بوشهر زندگی می کردیم. مقطع دبستان را در دبستان ملی سعادت و راهنمایی را در مدرسه امیرکبیر گذراندم. با وجود محرومیت شهر در آن دوران اما این مدارس از نظر آموزشی خوب بود و معلم های خیلی خوبی هم داشتم.

از دوران کودکی به فیزیک به واسطه پدرم که فارغ التحصیل فیزیک دانشگاه تهران و دبیر بود، علاقه بسیاری داشتم. حتی یادم هست که در مقطع راهنمایی، بین سال های 54-1353 کنفرانسی را با موضوع گداخت هسته ای برای دانش اموزان مدرسه و هم کلاسی هایم با امکانات اولیه ارائه دادم. برای مقطع دبیرستان انتخاب هایی داشتم که در نهایت تصمیم بر این شد که در دبیرستان  البرز تهران ادامه تحصیل دهم.

چه شد که سر از دبیرستان البرز در تهران در آوردید؟

در بوشهر به علت گرما، مدارس در آبان ماه شروع می شد و  از طرف دیگر تعطیلی زود هنگام مدارس در اردیبهشت ماه باعث شده بود که درس هایی که باید در آزمون ورودی دبیرستان البرز می خواندم هنوز در مدرسه تمام نکرده باشیم؛ بنابراین خودم کتاب های درسی را خواندم تا برای آزمون البرز در شهریور ماه آماده شوم. نقش مهم و اصلی در معرفی دبیرستان البرز  را دوست و پسر دایی ام داشت که در همان دبیرستان مشغول به تحصیل بود. بازنشستگی پدر و مادرم و قبولی در دبیرستان البرز موجب کوچ خانواده ما از بوشهر به تهران شد.

در دبیرستان البرز چه رشته ای را ادامه دادید؟

دبیرستان البرز، 2 رشتة ریاضی- فیزیک و علوم تجربی دارد. از آنجایی که علاقه چندانی به مباحث علوم تجربی نداشتم، از مهرماه سال 1356 وارد رشته ریاضی- فیزیک شدم. دوران دبیرستان را به دلیل مصادف شدن با رویدادهای انقلاب اسلامی، بسیار دوست داشتم. در تابستان سال 1357که انقلاب اوج گرفت به همراه پسردایی ام( که بعدها به فیض شهادت نائل شد)، به مسجد محله مان رفت و آمد بیشتری داشتم و در مبارزات مردمی علیه حکومت پهلوی شرکت می کردم. سال دوم دبیرستان بودم که در بهمن ماه سال 57 انقلاب پیروز شد. چند ماه مدارس تعطیل و دوباره باز شدند. در تیر ماه سال 1360 امتحانات نهایی سال چهارم را گذراندم و دیپلم  گرفتم. در آن دوره انقلاب فرهنگی در دانشگاه ها رخ داده بود و من بعد از 2 سال در مهرماه سال 62 به دانشگاه راه یافتم.

چگونه وارد دانشگاه و رشته مهندسی مکانیک شدید؟

 اواخر سال 61 کنکور دادم، اولین کنکور بعد از انقلاب فرهنگی در دانشگاه ها خیلی سخت، پیچیده و دو مرحله ای بود، مرحله اول تستی و چهار گزینه ای بود،سپس از میان پذیرفته شدگان،آزمون تشریحی برگزار می شد. البته مراحل گزینش خیلی طولانی هم وجود داشت؛ در نهایت در شهریور ماه 1362 نتایج نهایی اعلام و  وارد رشته مهندسی مکانیک دانشگاه صنعتی شریف شدم.

از دوران دبیرستان خیلی به فیزیک و مکانیک علاقمند بودم. هندسه را خیلی دوست داشتم. بنابراین به دلیل اینکه در رشته مهندسی مکانیک از درس های ریاضی ، هندسه و به طور کلی تجسم و طراحی استفاده می شود، به این رشته میل پیدا کردم. مقاطع کارشناسی را در سال66 و کارشناسی ارشد را در سال 68 در دانشگاه صنعتی شریف به پایان رساندم.

یادم هست بین سال های 62 تا 66 که مصادف با دوران جنگ و دفاع مقدس بود، امام خمینی(ره) پیامی دادند با این مضمون که : « خوب است از دانشگاهیان برای پیشبرد اهداف دفاع مقدس استفاده شود». پس از آن اساتید و دانشجویان به صورت جدی در حوزه های علمی جنگ و فناوری های مرتبط با جنگ مشارکت کردند و اولین فعالیت های مربوط به طراحی و مهندسی موشک و ساخت سلاح و خمپاره از همان دوران با ورود دانشگاهیان به این قضیه آغاز شد. من هم مثل سایر دانشجوها در این حوزه فعالیت داشتم تا سال 66 که مقطع کارشناسی تمام شد و بلافاصله وارد مقطع کارشناسی ارشد شدم.

پایان نامه کارشناسی ارشدتان در چه حوزه ای بود؟

 پایان نامه ام در مورد تحلیل ادوات ژیروسکوپی بود. تیمی از جوانان با جسارت دانشگاهی، یک ژیروسکوپ را طراحی و ساخته بودند. من در تیم ساخت نبودم و بیشتر تجزیه و تحلیل آن ژیروسکوپ را انجام می دادم به این معنی که این ژیروسکوپ ها چه مشکلاتی دارند و چگونه می توان آنها را حل کرد؟

دقیقا در همکاری با صنعت دفاعی چه کار می کردید؟

در اولین گروهی که در دانشگاه صنعتی شریف برای فعالیت در زمینه دینامیک پرواز و پرتابه ها تشکیل شد ، حضور داشتم در این میان، وزارت دفاع تیمی تشکیل داده بود که من هم به آنها کمک می کردم و تا مدت ها با آنها ارتباط داشتم. در یک دوره ای هم در مسائلی مانند طراحی« گیج های اندازه گیری عملکرد خمپاره ها»،ساخت خمپاره ها و لوله های خمپاره با وزارت دفاع همکاری کردم.

یادم هست، یکبار اعلام شد که رزمندگان برای اجرای عملیاتی به تعداد خیلی زیادی خمپاره نیاز دارند، به همین دلیل تیم های زیادی از دانشجویان تشکیل شد و من هم وظیفه سرکشی به محل هایی که مشغول ساخت لوله و گلوله خمپاره بودند بر عهده داشتم تا اشکالات کارشان گرفته و محصولاتشان آزمایش شود. چون که برخی قطعات در مکانی ریخته گری می شد و سایر قطعات هم در مکان دیگری تراشکاری می شدند؛ سپس تمامی قطعات در مکان سومی جمع می شد تا مونتاژ شوند. به طور کلی آن حجم از اسلحه سازی با توجه به نیاز جنگ، قاعدتا باید در کارخانه های مدرن اتفاق می افتاد اما به دلیل نداشتن امکانات، یک لشکری از دانشجویان وارد این موضوعات شده بودند و من هم جزو آنها بودم.

پس از پایان کارشناسی ارشد، برای دوره دکتری چه کار کردید؟

وقتی که مقطع کارشناسی ارشد تمام شد، بررسی دانشگاه های خارج را برای دوره دکتری آغاز کردم. اولین انتخاب اغلب دانشجویان ایرانی در آن مقطع زمانی، دانشگاه های آمریکایی بودند و اطلاعات موجود هم بیشتر درباره این دانشگاه ها بود. چراکه وسایل ارتباطی مثل اینترنت و ایمیل که وجود نداشت. تنها اطلاعات شخصی افراد و اساتید بود که اکثرا یا در دانشگاه های انگلیس درس خوانده بودند یا در دانشگاه های آمریکا.

به تبع من هم مراحل اخذ پذیرش از دانشگاه های این کشور را آغاز کردم. در آن دوران با توجه به اینکه بسیاری از دانشجویانی که برای تحصیل از کشور خارج شده بودند و به ایران بازنگشته بودند، برنامه های بورس در آموزش عالی آغاز شد. در دانشگاه ها به شدت با کمبود استاد مواجه بودیم. بنابراین تقاضای بورس دادم و مراحلش در حال انجام بود که یک حادثه ای ناراحت کننده رخ داد و آن ، رحلت امام خمینی(ره) بود.

حضرت امام (ره) در وصیت نامه اش تاکید کرده بود که دانشجویان را به کشورهایی چون آمریکا و شوروی اعزام نکنید. همین منجر شد که هم من از رفتن به آمریکا منصرف شدم و هم وزارت علوم اعزام به تحصیل دانشجویان ایرانی به آمریکا را قطع کرد. در نهایت با تحقیقات مختلف دانشگاه های کانادا را انتخاب کردم.

از سه- چهار دانشگاه پذیرش داشتم اما در نهایت رشته مهندسی مکانیک دانشکده  مهندسی مکانیک و هوافضا دانشگاه کارلتون کانادا را انتخاب کردم و موضوعی ازتلفیق مسائل رباتیک و هوافضا را در پروژه دکتری پیگیری کردم.

در پایان نامه دکترایتان دقیقا چه پروژه ای را به سرانجام رساندید؟

موضوع رساله ام در دکتری درباره کاربرد ربات هایی با بازوهای انعطاف پذیر بود. ربات ها برای اینکه بتوانند مفاصلشان را به حرکت در بیاورند و ضمنا باری بیشتر از وزنشان را با دقت بالا حمل کنند، نیازمند عملگرها و سیستم پایش سرعت خیلی قوی هستند؛ همین باعث می شود که ربات ها هم جثه کوچکی داشته باشند چون اگر بزرگ باشند، وزن آنها زیاد می شود، از سوی دیگر اگر به هر دلیلی بخواهیم وزن ربات را کم کنیم یا طول آن را افزایش بدهیم، نوساناتی در ربات رخ می دهد که در پاره ای از موارد می تواند خطرناک هم باشد.

البته این موضوع هم مطرح بود که تا زمانیکه سیستم های کنترلی روی ربات نصب است، باید طوری حرکت ربات تنظیم شود که این نوسانات از بین برود. اما مشکل بعدی این بود که چنانچه این ربات ها در تماس با جسمی قرار می گرفتند و قصد وارد کردن نیرویی هم داشتند، برخوردی که رخ می داد موجب افزایش نوسانات می شد بنابراین مساله با اهمیت این بود که ما چگونه می توانیم نیروهای در بین تماس یک ربات انعطاف پذیر  با یک جسم را کنترل کنیم که موفق شدم در این پروژه این راه حل را ارائه دهم.

این پروژه در قالب قراردادی با صنعت بود؟

بله! این پروژه از طرف آژانس فضایی کانادا به دانشگاه معرفی شده بود. در زمان طی کردن فرآیندهای کسب پذیرش در دانشگاه های کانادا از این پروژه خبر نداشتم چراکه همانطور که اشاره کردم از دانشگاه های دیگر کانادا هم پذیرش دریافت کرده بودم اما پس از مشورت با افراد مختلف و اطلاع از این پروژه، دانشگاه کارلتون را انتخاب کردم. زمانیکه تصمیم گرفتم این پروژه را انجام دهم، اساتید دانشگاه هم تاکید کردند که کار سختی است، چون که با قبول این پروژه باید پاسخ جدی به مسائل مختلف و سوالات آنها داده می شد. همیشه پیش خودم می گفتم که الان که من سختی سفر را قبول کردم و اینکه جمهوری اسلامی ایران قرار است تا این حد هزینه تحصیلم را پرداخت کند ، حداقل در این مدت تجربه گران بهایی را کسب کنم که اگر در ایران می بودم این تجربه را نمی توانستم بدست بیاورم.

با انجام موفق رساله دکتری، مدال سنای دانشگاه را کسب کردید؟

بله! سنا، بالاترین شورای دانشگاه بود. این مدال را به دانشجویانی که از رساله دکترای خود دفاع کرده بودند، برحسب میزان رضایت کمیته دفاع و اعضای آن به رساله برتر به طور سالانه اهدا می شد. موضوع رساله من هم کاربرد ربات هایی با بازوهای انعطاف پذیر  به عنوان یکی از مسائل و مشکلات روز دنیا بود که با موفقیت خوبی هم همراه بود.

از ماجرای بازگشت به ایران برایمان بگویید؟

وقتی که تصمیم به بازگشت به ایران گرفتم، معرفی نامه های خیلی قوی از مسئولان مراکز علمی کانادا داشتم. حتی مدیر پروژه ای که برای رساله دکتری انجام دادم، در آژانس فضایی کانادا برای من معرفی نامه خیلی قوی نوشت که ما علاقمندیم که شما در کانادا بمانید و فعالیت کنید.

 از گذشته که در دانشگاه صنعتی شریف و صنعتی امیرکبیر من را می شناختند، نتایج فعالیت های دوره دکتری را برایشان ارسال کردم. اما مشکلی که پیش رویم بود، این بود که در آن دوران سیر بازگشت دانشجوها و فارغ التحصیلان ایرانی از خارج به کشور شیب تندی داشت؛ در نتیجه دانشگاه ها هم قدرت جذب زیادی نداشتند و استخدام ها به سختی صورت می گرفت.

در ابتدا تقاضا استخدام را به دانشگاه صنعتی امیرکبیر و صنعتی شریف دادم اما وزارت علوم به دلیل سابقه همکاری با دانشگاه صنعتی امیرکبیر، من را به این دانشگاه معرفی کرد. البته پرونده ام هم در دانشگاه شریف بررسی می شد اما زیاد پیگیری نمی کردم. حقیقتش این بود که خیلی هم امیدی به استخدام در دانشگاه صنعتی شریف نداشتم چراکه می دیدم که پرونده های زیادی در آنجا می چرخد و متقاضیان خیلی خوب هم داشت.

درنهایت در شورای دانشکده صنعتی امیرکبیر موافقت شد اما در مرحله نهایی رئیس دانشکده مخالفت کرد. دلیل این اقدام رئیس دانشکده، مخالفت یک فرد با حضور من در آنجا بود که به تبع آن مدیریت هم با این استخدام مخالفت می کرد. رئیس دانشکده خیلی از این قضیه ابراز ناراحتی می کرد. بسیاری از دانشجویان بعد از اتمام تحصیلات، یک سال تا یک سال و نیم در کانادا می ماندند اما من بعد اینکه از رساله دکتری دفاع کردم با اینکه موقعیت خوب شغلی داشتم، فقط یک ماه برای حضور در جشن فارغ التحصیلی دانشگاه در کانادا ماندم و پس از آن یک هفته بعد آمدم ایران.

تیرماه سال 1376 به ایران بازگشتم. وقتی که آمدم از نظر مالی هیچی نداشتم، نه محل کارم معلوم بود و نه خانه ام.حتی محل مدرسه فرزندم هم معلوم نبود. زمانی که تصمیم گرفتم به ایران برگردم، خودم را به خدا سپردم. به همین دلیل مطمئن بودم که روزی من همین اطراف است.پس از اینکه فرآیند استخدام در دانشگاه امیرکبیر به نتیجه نرسید، یکی، دو روز بعد از دانشگاه شریف برای استخدام تماس گرفتند. خوشبختانه در این دانشگاه به خوبی از من استقبال شد. محیط علمی که در دانشگاه وجود داشت و بزرگانی که در رشته تخصصی من فعالیت داشتند، میدان خوبی را برای فعالیت من که جوان بودم باز کردند.

درحال حاضر وضعیت تحقیقات در رشته مهندسی مکانیک و حوزه های مرتبط با آن را چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا در این تحقیقات در مرزهای دانش هستند؟

بله! به عنوان مثال یک دانشجویی در دانشگاه شریف داشتم که در سیستم های کنترل غیر خطی فعالیت می کرد و در حال حاضر هم همکار ما در دانشگاه شده است. وی یکی از بهترین دانشجویان دانشگاه بود. به طوری که به راحتی می توانست در خارج از کشور تحصیل و کار کند اما ایران را برای ادامه تحصیل انتخاب کرد. او در زمانی که فارغ التحصیل شد جزو نفرات برتر در زمینه تخصصی خود در دنیا بود. این موضوع را می توانستیم در برخورد بهترین مجلات دنیا در برابر مقالات وی مشاهده کنیم. بنابراین با قاطعیت می توانم بگویم که در آن زمان فعالیت های این فرد در لبه ی علم بود. پس از اینکه وی فارغ التحصیل شد و عضو هیات علمی دانشگاه صنعتی شریف شد. به همراه وی رساله های دکترایی تعریف کردیم و دانشجویان بسیار برجسته ای مشغول به پژوهش شدند. در نهایت زمانیکه نتایج پژوهش های آنان به صورت مقاله به مجلات معتبر دنیا ارسال می شد،آنها اعلام می کردند که ما داور برای بررسی این مقالات نداریم که نشان دهنده فعالیت محققان ایرانی در مرزهای دانش بود.

اما اینکه مرزهای دانش چقدر به نوآوری و فناوری منجر می شود خیلی ضعف داریم، در حال حاضر کسانی که من افتخار راهنمایی پایان نامه های کارشناسی ارشد و دکترای آنها را داشته ام، هم در صنعت و هم دانشگاه موفق بوده اند، حتی در حوزه های فناوری و نوآوری نیز بسیار موفق بوده اند. برخی در شرکت هایشان فعالیت  های بسیار پیچیده فناوری انجام می دهند و برخی دیگر در دانشگاه، تحقیقات بسیار خوبی در مرزهای دانش انجام می دهند.

آنچه که ما در حوزه کاربردی انجام می دهیم در لبه فناوری دنیا نیست چراکه نیاز هایمان هنوز به آن معنا تحریک نشده و متقاضی هم برای آنها وجود ندارد. البته در همه جای دنیا هم اینطور است. به هر حال اگر دانشجو در دانشگاه بسیار معروف دنیا هم مشغول کار بشود شاید در تئوری در لبه علم فعالیت کنند اما وقتی به فناوری برسد ، کم کم افت می کند.

*یعنی صنعت کشور کشش لازم را ندارد که بتواند از خروجی دانشگاه های ما استفاده کند؟

اگر صنعت را محصول تلفیق فناوری و فضای کسب وکار (شامل تجارت، بازار) بدانیم و تلاش شود که صنعت رونق بیابد، به فناوری هم خیلی سریع دست خواهیم یافت. مشکل ما نبود کشش لازم در صنعت نیست بلکه در بخش بازار صنعت است، بازار مربوط به صنعت یک بازار خیلی معیوب،تنبل و ریسک ناپذیر است.

یکی از دلایل ریسک ناپذیری بازار صنعت این است که تاکنون به درآمد کم ریسک و سود بسیار بالا عادت کرده است. این درحالی است که در سایر کشورها اینطور نیست و افرادی در صنعت به این نتیجه رسیده اند تنها
راه حل، استفاده از فناوری است تا چرخ زندگی مردم بچرخد.

پاشنه آشیل کشورمان ایران در زمینه های علم و فناوری نیست با وجود اینکه هنوز هم در این دو حوزه به خیلی از کشورها نرسیده ایم اما تجربه نشان داده که به سرعت می توان کمبودها در این بخش ها را جبران کرد.

ضعف بزرگ ایران فضای حاکم بر کسب و کار است چراکه متاسفانه کسب و کار کشور شامل نظام اقتصادی و بانکی شدیدا دولت زده است. یعنی اینکه حتی اگر خصوصی هم باشد، تصور می کند که هر جا گیر کرد، باید به سراغ دولت برود و یا دولت فکر می کند در هر بخشی می تواند به بخش خصوصی فشار بیاورد. دوم اینکه در شریان های بدنه کسب و کار کشور نفت جاری است نه تلاش ! از سوی دیگر متاسفانه مدیران هم به پشتوانه پول نفت به راحتی تصمیم می گیرند که سرمنشا تمام خرابی هاست. بدیهی است که این خرابی به بخش خصوصی و فضای کسب و کار کشور هم نفوذ کرده و آنها را هم نفتی کرده است.

گفت و گو از امیربامه

نظرات شما

[کد امنیتی جدید]