نماد سایت خبرگزاری سیناپرس

طلای مجازی بالاتر از طلای سیاه

در ابتدا بهتر است تحلیلی داشته باشیم از وضعیت موجود نظام جمهوری اسلامی ایران در حوزه ICT در تحقق اقتصاد مقاومتی.

اگر منظور از اقتصاد مقاومتی فعال شدن از درون برای تامین مجموعه نیازهای بومی باشد، ما می توانیم در حوزه ICT سه بخش را در نظر بگیریم و سپس با توجه به این سه بخش ارزیابی کنیم که تا چه حد به زمینه های تحقق اقتصاد مقاومتی نزدیک هستیم و یا از آن فاصله داریم.

بخش اول زیرساخت و تجهیزات است که در این بخش فیبر نوری، سوئیچ، روتر، سیستم های ذخیره ساز و تجهیرات فنی را مد نظر قرار می دهیم. در این رابطه می توان گفت که خوشبختانه در کشور ظرفیت مازاد بر نیازهای داخلی هم داریم. به این معنا که ما کارخانه تولید فیبر نوری در کشور داریم، کارخانه تولید تجهیزات از قبل در داخل راه اندازی شده و در رابطه با تولید برخی از تجهیزات سرمایه گذاری های لازم صورت گرفته و امکانات مورد نیاز خود را تولید می کنند.

 

بنابراین شما معتقدید در این سطح هیچ وابستگی به خارج نداریم؟

ببینید، واقعیت قضیه این است که در حوزه تولید تجهیزات و زیرساخت تنها چند کارخانه انحصاری در کشور وجود دارند که این کالاها را تولید می کنند بنابراین، اصلا صلاح نیست که در قدم نخست اقتصاد مقاومتی بخواهیم ارتباطمان را در جهت تامین زیرساخت ها با بازارهای جهانی قطع کنیم. بلکه، باید تجهیزات را بیاوریم و مهندسی معکوس کنیم و به تدریج تجهیزات را بسازیم و از این طریق برسیم به نقطه ای که دیگر نیازی به واردات نداشته باشیم. به عنوان مثال الان در دنیا با ابعاد بسیار زیادی سیستم های ذخیره ساز با قیمت بسیار ارزان تولید می شود که اگر ما بخواهیم این تکنولوژی را از ابتدا در کشور تولید کنیم، اصلا برایمان اقتصادی نیست. از این رو، در مورد ذخیره سازها منفعت بر این است که از تولیدات خارجی استفاده کنیم. اما، این بدان معنا نیست که تا ابد وضع به همین منوال باشد بلکه، باید برنامه ریزی کنیم و در دراز مدت بتوانیم در این حوزه تولید کننده محصول باشیم و به خودکفایی برسیم. البته، خودکفایی مد نظر است که برای کشور صرفه اقتصادی داشته باشد. بنابراین در حوزه زیرساخت در بخش داخلی توانایی داریم و تولید هم می کنیم، در آن بخش دیگر که تولید برایمان به صرفه نیست هم باید کار را فاز بندی کنیم.  در فاز اول مهندسی معکوس، در فاز دوم تولید داخلی و در فاز سوم وارد تجاری سازی شویم.

بخش دیگر، حوزه سرویس و محتواست؛ به معنای طراحی و تولید نرم افزار، سخت افزار و تولید محتوا، به گونه ای که در این حوزه شرایط و مقتضیات طوری شود که به جای دانلود کردن و اجاره کردن محتوا از دیگران خودمان تولیدکننده محتوا باشیم. در کشور ما با اینکه کارهای زیادی در این حوزه انجام شده اما هنوز به نقطه مطلوبی از سطح خودکفایی نرسیدیم.

مصداق بارز آن هم این است که در حال حاضر در فضای اینترنت همه ما از موتور جست و جوی گوگل برای جست وجو استفاده می کنیم که یک موتور جست و جوی غیر بومی است. حال سوالی که در اینجا مطرح می شود این است که آیا موتور جست و جوی بومی نیاز داریم؟ قطعا پاسخ این سوال مثبت است. چرا که، اساسا اقتصاد مقاومتی به معنای تامین آنچه که نیاز داریم با کمک پتانسیل های درون کشور و فعالسازی آنهاست. البته این بدان معنا نیست که ارتباط ما با بیرون قطع شود.

 

قرار بود شبکه ملی اطلاعات راه اندازی شود و در این بخش کشور را به خودکفایی برساند؟

بله، مثال دیگر این موضوع شبکه ملی اطلاعات است، که به معنای ایجاد شبکه ای است که مجموعه ابرداده هایی نظیر دولت الکترونیک و سایر محتواهای بومی روی آن قرار می گیرد. که هنوز به نقطه مطلوبی نرسیدیم و اگر از مسوولان مربوطه پرسیده شود که این شبکه که قرار بود در سال 1392 راه اندازی شود، اکنون در چه وضعیتی است؟ کسی پاسخ روشنی نمی دهد. این در حالیست که شبکه ملی اطلاعات یکی از پایه های اصلی حوزه ICT در راستای تحقق اقتصاد مقاومتی است. بنابراین، در بخش دوم که نام آن را محتوا و سرویس می گذاریم، علیرغم اینکه کارهای زیادی صورت گرفته است اما با آنچه برای تحقق اقتصاد مقاومتی نیاز داریم، فاصله زیاد است. هنوز بسیاری از نرم افزارها را از بیرون خریداری می کنیم که احتمال سرقت اطلاعات در آن وجود دارد و همچنین، پشتیبانی آن مشکلات عدیده ای را به همراه دارد که اینها با مفهوم اقتصاد مقاومتی که به معنای عدم وابستگی به خارج است مغایرت دارد. بنابراین، در حوزه محتوا و سرویس نیاز داریم دنیا را مطالعه کنیم. بخشی را که مورد توجهمان است اقتباس کنیم و طبق مصرف خودمان آن را تغییر دهیم و آن بخش هایی که به کارمان نمی آید را از نو تعریف و طراحی کنیم و ازنو بسازیم.

حوزه سوم، حوزه مصرف است. به این معنا که در حوزه اقتصاد مقاومتی باید ببینیم که حالا اگر در بخش زیرساخت و تولید سرویس و محتوا به خودکفایی رسیدیم، اصلی ترین مساله این است که آیا مصرف کننده داخلی این محصولات و خدمات را قبول دارد و از آنها استفاده می کند یا خیر؟

به اعتقاد من در اینجا هم مشکل داریم. به عنوان مثال در حوزه شبکه های اجتماعی، می بینیم که ما شبکه اجتماعی بومی هم داریم، حالا ممکن است سرویس هایی به تنوع و گستردگی و سهل الوصولی سرویس های خارجی ارائه ندهد. اما، می بینیم که گرایش به سمت استفاده از شبکه های اجتماعی بیرونی بسیار زیاد است.

 

فکر نمی کنید انتظار استفاده از محصولات و سرویس های بومی از مصرف کننده داخلی انتظار زیادی باشد؟

خب، اقتصاد مقاومتی به این معناست که بپذیریم حتی اگر محصول داخلی و تولید داخلی گرفتاری هایی هم در استفاده دارند؛ در فاز اول مصرف کننده آن را بپذیرد و از آن استفاده کند و در فازهای بعدی ایرادهایش را هم متذکر شود و آنقدر نقد زده شود تا کیفیت آن محصول به نقطه ای برسد که حتی بالاتر از محصولات خارجی شود. بنابراین، در این حوزه هم با شرایط مطلوب فاصله زیادی داریم.

 

برای اینکه مصرف کننده داخلی به چنین درکی برسد، چه باید کرد؟

برای رسیدن به نقطه مطلوب باید فرهنگ سازی کنیم تا مصرف کننده به محصولات داخلی گرایش پیدا کند و همچنین سوء تفاهم هایی که بعضا در حوزه مصرف محصولات ICT برای مصرف کنندگان وجود دارد را برطرف کرده و پاک کنیم تا مصرف کننده در استفاده از محصولات داخلی مانند شبکه های اجتماعی احساس نا امنی نکند.

پتانسیل هایی که در صنعت ICT وجود دارد بر کسی پوشیده نیست. این ادعا تا بدانجا کشیده شده است که بسیاری از کارشناسان حوزه ICT را به مثابه صنعت نفت و حتی بالاتر از آن قلمداد کرده اند، شما چه دیدگاهی در این خصوص دارید؟

تجربه سالیان گذشته و اقتصاد متکی بر نفت نشان داده که هر زمان وابستگی کشور به نفت کاهش پیدا کرده، توجه مدیران اقتصادی کشور به استفاده از توان داخلی برای جبران کاهش درآمدهای نفت بسیار بیشتر و جدی‌تر شده است و در عین حال از اتلاف هزینه‌های غیر‌ضروری تا اندازه قابل توجهی کاسته شده است.  از طرف دیگر، همین تجربه در سال‌هایی که قیمت نفت در بالاترین مرز خود بوده نیز نشان داده این منبع زیرزمینی نتوانسته در برنامه‌ریزی‌های توسعه کشور و رفع مشکلات اقتصادی راهگشا‌ باشد. شاید بهتر باشد بگویم که اگر نفت آن طلای سیاهی است که بلای زیادی را سر بسیاری از کشورها از جمله کشور ما آورده، فضای مجازی هم طلای مجازی است که اگر مانند صنعت نفت به درستی مدیریت نشود می تواند از یک فرصت به یک تهدید تبدیل شود.

ICT می تواند به صنایع متعددی از جمله سیستم اتوماسیون، خدمات الکترونیک، تجارت الکترونیک، بانکداری الکترونیک و… کمک کند که همه آنها متکی بر ICT هستند. در گزارش جهانی که منتشر شده است می بینیم که 15 شرکت از 26 شرکت پردرآمد دنیا در حوزه ICT فعالیت می کنند و این یعنی صنایع ICT حوزه بسیار پر قدرتی است. همین الان هم سود شرکت های جهانی از کمپانی های بزرگ نفتی جهان بالاتر است و این یعنی در کشور ما هم می تواند اینگونه باشد. ضمن اینکه به جز بازار داخلی ما می توانیم بازار منطقه را هم در دست بگیریم چون بازار منطقه بازار بکری است. بنابراین، باید بگویم صنعت ICT مطمئنا می تواند جایگزین نفت شود.

چگونه می توانیم شعار تحقق اقتصاد مقاومتی با کمک صنعت ICT را به واقعیت تبدیل کنیم؟

برای تحقق این مهم، اولین سطح خود مردم هستند. فارغ التحصیلان رشته های کامپیوتر، مهندسی الکترونیک، مخابرات، ارتباطات و بسیاری از رشته های هنری می توانند برای تحقق اقتصاد مقاومتی وارد عمل شوند. بنابراین، در سطح اول جوشش مردم را می طلبد.

یک سطح بالاتر از آن شرکت های خصوصی هستند که می توانند از توده مردم برای تولید محصول و ارائه سرویس استفاده کنند. دسته سوم بخش های دولتی و نهادهای عمومی هستند که بودجه دولت و راهبردهای کلان نظام در دست آنهاست مثل وازرتخانه ها، دانشگاه ها و … که باید در ابتدای کار رویکرد خود را از صنایع سخت به صنایع نرم و از حوزه های دیگر به حوزه ICT انتقال دهند. اگر اعتقاد داریم این حوزه بالاتر از نفت است نباید در این حوزه ضعیف عمل کنیم. به ویژه اکنون که در آغاز برنامه ششم هستیم رویکردمان خیلی مهم است. چراکه، باید در جای جای برنامه ششم توسعه ردپای ارتباطات و فناوری اطلاعات راببینیم و اگر می خواهیم اقتصاد مقاومتی را در کشور محقق کنیم باید با کمک صنعت ICT این کار انجام گیرد.

یک لایه بالاتر از اینها و در آخرین سطح، شورایعالی فضای مجازی قرار دارد که هماهنگ کننده سه گروه دیگر است و در این مساله مسوولیت سنگینی دارد. این شورا باید خیلی بیشتر و فعالتر از گذشته وارد عمل شود و سیاست ها و راهبردهای لازم را هرچه سریعتر تدوین و عملی کند تا انشاالله تا پایان برنامه ششم توسعه معنای واقعی اقتصاد مقاومتی را تجربه کنیم.

No tags for this post.
خروج از نسخه موبایل