در حالی که در چند کشور پیشرفتهتر مسلمان بهویژه در جنوب شرقی آسیا، میزان مشارکت زنان در فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی و نیز حضور در سمتهای اداری، بسیار مناسبتر از وضعیت همتایان آنها در غرب آسیا و شمال آفریقا است.
از همین رو، جوامع اسلامی در غرب آسیا، از کمک بسیار مهم زنان به پیشرفت، محروم ماندهاند. به همین دلیل، این کشورها تاکنون در مسیر پیشرفت، موفقیت چندانی به دست نیاورده اند؛ در حالی که اندونزی و مالزی -که همزمان با آغاز فرایند و پیشرفت خود، از مشارکت زنان به خوبی بهره برداری کردند- توانستند موفقیتهای چشمگیری در زمینه بهرهگیری از همه منابع و سرمایههای انسانی خود، تأمین رفاه و امنیتشان به دست آورند.
بر اساس مطالعات، رابطه مستقیمی میان میزان حضور زنان در عرصههای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی از سویی و میزان و پیشرفت کشورهای اسلامی از سوی دیگر وجود دارد.
از این رو، الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت با عنایت به جایگاه ویژه زنان در پیشرفت کشورها، تدبیر 42 خود را به این امر اختصاص داده است. در این تدبیر یکی از راهبردهای اجتماعی پیشرفت، بدین شرح برشمرده شده است: «بالندگی جایگاه و شأن و حقوق اجتماعی زنان و فراهم ساختن فرصتهای عادلانه برای آنان و حمایت از نقش مقدس مادری».
رابطه میان حضور و مشارکت زنان در روند پیشرفت و نیز میزان پیشرفت جوامع اسلامی، رابطهای دوسویه است؛ بدین معنا که در آن گروه از کشورهای اسلامی که پیشرفت به طور کلی و پیشرفت اقتصادی به طور خاص تا حدی تحقق پیدا کرده، آثار پیشرفت، موجب بهبود وضع عمومی زنان و نیز ورود گسترده تر آنان به عرصههای فعالیتهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی شده است. دو عامل فوق به طور متقابل به تقویت یکدیگر می پردازند.
بنابراین، هم مشارکت افزونتر زنان در روند پیشرفت، موجب گسترش و تعمیق پیشرفت جوامع اسلامی میشود و هم پیشرفت این جوامع، فرصتها و امکانات تازهای را برای ارتقای موقعیت مادی و معنوی زنان در کشورهای اسلامی در اختیار آنان قرار می دهد.
برای تسهیل ورود زنان به عرصههای پیشرفت و فراهم شدن زمینه برابری جنسیتی، لازم است مدیران و نخبگان سیاسی کشورهای در حال پیشرفت ازجمله کشور ما به این نکته توجه کنند که برابری جنسیتی، امری مطلوب است.
دوم، اراده و خواست راستینی جهت نیل به تدابیری عملی برای برابری موردنظر داشته باشند. ضروری است در طرح و کشف راهکارهای گنجاندن زنان در فرایند پیشرفت و ایجاد فضای آزادی بیان برای آنان، از تجربههای دیگر کشورهایی که پیشتر به دستاوردهایی ارزشمند در زمینه برابری جنسیتی دستیافتهاند، استفاده شود.
هرچند میان جوامع مسلمان، به ویژه جوامع خاورمیانهای و دیگر کشورهای پیشرفته اسلامی، تفاوتهای فرهنگی بسیاری به چشم میخورد، این موضوع مانع نمیشود تجربههای آنان مورد مطالعه و کاربست قرار گیرد. گرچه در این مرحله باید با ژرفکاوی و حساسیت بسیار در تلفیق و سازگاری هنرمندانه این راهکارها با الزامهای فرهنگ بومی تلاش کرد.
به طور کلی، برای افزایش تأثیر زنان در روند پیشرفت کشورهای اسلامی، بهکارگیری راهکارهایی چون ارتقای کارکرد نهادهای اجتماعی، طراحی و اجرای برنامههای مختلف برای ارتقای دسترسی زنان به فرصتها و امکانات، ترکیب اصلاحات نهادی با فرصتهای برابر، اجرای تدابیر و اتخاذ مشی فعالانه برای جبران نابرابریهای پایدار جنسیتی، کاهش هزینههای شخصی زنان در ایفای وظایف خانوادگی، ایجاد نظام تأمین اجتماعی کارآمد و گسترده و تقویت جایگاه و سهم زنان در جایگاه تصمیمگیری امری لازم و ضروری است.
*دکتر الهه کولایی- عضو اندیشکده سیاست مرکز الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت و استاد دانشگاه تهران

