نماد سایت خبرگزاری سیناپرس

گسترش بهر‏ه‌ مندی عادلانه از فرصت‌ های فضای مجازی بر پایه هویت اسلامی ایرانی

از این رو، به نظر می‌رسد که منطق «یا این یا آن»، جای خود را به منطق «هم این، هم آن» در دنیای شبکه‌ای با خاصیت واگرا و گسترده می‌دهد. در این تغییر رویکرد، هرم قدرت متکی بر ساختار عمودی در همه عرصه‌های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و … به تدریج فرومی‌ریزد و ساختار افقیِ گسترده، جایگزین آن می‌شود.

بر اساس این، فناوری‌های پیچیدۀ متکی بر انرژی فسیلی به سرعت به فناوری‌های هوشمند متکی بر انرژی‌های پاک تبدیل می‌شوند. با توجه به این تحولات عمیق و ژرف است که شاهد دگرگونی معنایی و کالبدی در محیط زیست آینده خود خواهیم بود.

گسترده شدن امکانات و رشد تفکرات ضد تمرکز سبب می‌شود تا ساختارهای لکه‌ای و مکان‌محور، توسعه یابد، بالا و پایین قدرت، بی‌اعتبار شود و اتصال به شبکه‌های اطلاعاتی و امکاناتی در اولویت قرار گیرد.

این شیوه از حکمرانیِ متکی بر اصل افقی‌گرایی با ضریب بالای ارتباطات جمعی -که در شهرهای بی‌طبقه توحیدیِ حکومت‌های اسلامی مرسوم بوده است- شاید بتواند اثر تفکرات اومانیستی را کاهش دهد و انسان دنیای الکترونیک را از پیله انفرادی و رقابتیِ عرصه کار، رها کند و در پهنای گسترده تعاملات انسانی و جمعی فعال در عرصه‌های زندگی به آرامشی سرشار از نشاط، جهت فعال نمودن سازوکار توسعه‌ای درون‌زا برای به فعلیت رساندن استعدادهای بالقوه برساند. به دلایل مختلف در دنیای الکترونیک- که ساختار، شبکه‌ای است و دسترس به اطلاعات به صورت پنجره‌ای ممکن است- ما به صورت نقشه‌ای با موضوعات مواجه می‌شویم و در مفاهیم با مقیاس سروکار داریم. از این رو، جست‌وجوی دائم نقاط خوب -که تمامی ندارد یا تکرار می‌شوند- صرفاً امکان پرسه‌زنی و سردرگمی در شبکه را باعث خواهد شد. پس صرفاً به دنبال چیزهای خوب بودن، یعنی پرسه‌زنی، کافی نیست بلکه حضور غایت و هدف به کنترل پرسه‌زنی کمک می‌کند.

از طرف دیگر، لایه‌لایه بودن اطلاعات نقشه‌ها مهم است. آمایش هم لایه‌لایه است. آمایش یعنی پراکَنش ظرفیت‌های مختلف در محدوده انسان، زمان، مکان و … که به صورت مناسب در لایه‌های مختلف توزیع شده‌اند. لایه‌های اهداف، الگوها، برنامه‌ها، طرح‌ها به صورت سلسله‌مراتبی هم‌پوشان یکدیگر هستند. درنهایت، تفکیک و ممیزی دو رویکرد سامانه‌ای و ساختارگرایی نیز می‌تواند به جامعیت مباحث مرتبط با مبانی نظری و عملی، آرمان‌ها، افق، تدابیر و بایسته‌های اجرایی الگوی اسلامی-ایرانی پیشرف کمک نماید.

آنچه در نقد ساختارگرایی بیشترین اهمیت را دارد آن است که این روش نمی‌کوشد تا معانی درونی موضوع یا متن را آشکار کند؛ بلکه کوشش آن بر این است که سازه‌های متن را استخراج کند. به گفته کلود لوی استروس، شاید روش ساختارگرایی چیزی بیش از این نباشد: تلاش برای یافتن عنصر دگرگونی‌ناپذیر در میان تمایزهای سطحی.

دکتر سیدغلام‌رضا اسلامی-همکار اندیشکده فرهنگ مرکز الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت
 

خروج از نسخه موبایل