دکتر حمزه نوذری در گفت و گویی گفت: اگرچه طی دهه گذشته پژوهشهایی درباره نسبت علم و فرهنگ و رابطه دین و علم انجام شده اما نسبت دین و توسعه، کمتر مورد توجه بوده است اما در سالهای اخیر، مسائل عمده ای در سطح کشور مطرح شده که توجه به موضوع «رابطه میان دین و توسعه» را جدیتر کرده است.
وی با تبیین اندیشه الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت گفت: متفکران مسلمان، دیدگاههای گوناگونی درباره «رابطه میان دین و توسعه» دارند که بررسی آرای آنها می تواند بنیاد نظری و عملی الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت را تقویت کند. رابطه میان علم و دین را به طور کلی، در چهار رویکرد تعارض، تمایز، تلاقی و تأیید میتوان جای داد.
استادیار گروه جامعه شناسی دانشگاه خوارزمی گفت: سیدحسین نصر، قائل به تعارض میان علم مدرن و جهانبینی اسلامی است. نصر، دین را امری قدسی و متافیزیکی می داند که دارای مجموعه احکام و دستورهایی است که پیامبران به انسان رساندهاند.
استادیار گروه جامعه شناسی دانشگاه خوارزمی ادامه داد: توسعه از نگاه نصر به معنای علم و فناوری غربی است. او در مقابل توسعه بر حسب تعریف غرب علم و دانش سنتی را قرار می دهد بنابراین، نصر میان توسعه به معنای مدرن و دین خصوصاً اسلام قائل به نوعی تعارض حلنشدنی است.
نوذری افزود: مصطفی ملکیان، میان علم و علوم اسلامی، قائل به تفکیک است و از رهگذر تفکیک میان این دو، توسعه و دین را دو امر متمایز و ناظر به کارکردهای متفاوتی می داند. از نظر ملکیان، اگر مراد از توسعه، سعادت دنیوی و مادی باشد شکی نیست که برای حصول آن باید از عقل و تجربه بشری استمداد کرد و اصلاً برای این مقصود به دین رجوع نمی شود و اگر مراد، سعادت اخروی باشد باید به دین مراجعه کرد.
وی خاطرنشان کرد: از نگاه علی شریعتی، جوامع بشری در طول تاریخ میان دنیاگرایی و آخرتگرایی در نوسان بودهاند فلذا هیچ کدام از این جوامع، مصداق واقعی پیشرفته نیستند بنابراین لازمه جامعه پیشرفته، توجه به هر دو بعد مادی و معنوی انسان است. شریعتی، برای اینکه نشان دهد دین، تکمیلکننده علم و توسعه است سه ضلع علم، عدالت و قدرت را که در قرآن ذکر شده مثال می زند و آن را الگوی توسعه همه جوامع میداند.
از نظر شریعتی، مفاهیم و اصولی در اسلام هست که سازنده و مترقی است و برای توسعه، محتوا و مضمون مساعدی دارد و جهات پیشرفت را مشخص مینماید.
استادیار گروه جامعه شناسی دانشگاه خوارزمی اظهار کرد: متفکرانِ رویکرد تمایز، جایگاه متمایزی برای دین در عرصه توسعه در نظر نمی گیرند چراکه دین و توسعه، از نظر آنها، دو میدان متمایز زندگی هستند. رویکرد تعارض به دنبال حکمت خالده است اما دستیابی به این هدف باعث می شود بسیاری از دستاوردهای توسعه به کنار نهاده شوند. متفکرانی که قائل به رویکرد تکامل بین دین و توسعه هستند بیش از سایر متفکران، زمینه ساز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت بر اساس واقعیتها هستند چراکه از طرفی از نظر آنها، الگوی توسعه بیرونی، تقلیدی است که پیشرفت حقیقی را در جامعه اسلامی به وجود نمی آورد و به جای آن، سبب وابستگی هرچه بیشتر و عقب ماندن از تکامل انسان و پیشرفت جامعه می شود و از طرف دیگر، نزد آنها، الگوی کشورهای غربی، ملاک عمل نیست اما از دستاوردهای توسعه ای آنها میتوان بهرهبرداری کرد. قائلان به رویکرد تکامل همچون شریعتی، بهترین موضع را برای تبیین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت دارند.

