نماد سایت خبرگزاری سیناپرس

روز ادبیات کودک و نوجوان

شورای عالی انقلاب فرهنگی، بنابر پیشنهاد شورای فرهنگ عمومی ۱۸ تیر را به عنوان روز رسمی ادبیات کودک و نوجوان در کشور اعلام کرده است. روزی که  مقارن بود با روز درگذشت مهدی آذریزدی نویسنده و بازنویس خوب کشورمان در سال ۱۳۸۸و این روز از سال ۱۳۹۲در تقویم رسمی کشوربه عنوان "روز ادبیات کودک و نوجوان" ثبت شد.

اما از آنجا که پیشنهاد این روز در بهمن ماه ۱۳۸۹توسط بنیاد مهدی آذریزدی در یزد مطرح شده بود تا نامگذاری این روز فرصتی باشد برای پرداختن به جایگاه آذریزدی در کشور در مقام  یک نویسنده و بازنویس ادبیات کودک و نوجوان ایران، عملا روز ادبیات کودک و نوجوان به روز بزرگداشت زنده یاد مهدی آذریزدی تبدیل شد و این بنیاد در سال نخست برگزاری این روز نتوانست این روز را به یک ظرفیت ملی برای ادبیات کودکان در ایران تبدیل کند. برنامه های سال نخست تنها در حد روز یادمان مهدی آذریزی باقی ماند، و نه یادمان تمامی نهادها و فعالین این حوزه از روزگار دور تا به امروز در جای جای کشورمان و نه حتی نگاهی به جایگاه ادبیات کودک در ایران در عرصه های پژوهشی و آموزشی.

مهدی آذر یزدی  متولد ۲۷ اسفند ۱۳۰۰ در یزدبود. وی نویسنده کودک و نوجوان اهل ایران بود. او هرگز ازدواج نکرد و هیچ‌گاه به کار دولتی مشغول نشد. در واقع، تنها لذت زندگی‌اش، کتاب خواندن بود. معروف‌ترین اثر او مجموعه «قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب» نام دارد. او جایزهٔ یونسکو و نیز جایزهٔ سلطنتی کتاب سال را پیش از انقلاب ۱۳۵۷ دریافت کرده بود و سه کتاب او توسط شورای کتاب کودک به‌عنوان کتاب برگزیدهٔ سال انتخاب شده بود.وی ۱۸ تیر ۱۳۸۸ درگذشت

نیکولاس تِسلا فیزیک‏دان یوگسلاوی در 9 ژوئیه سال 1856م در یوگسلاوی متولد شد. وی در دوران تحصیل به فیزیک علاقه بسیاری داشت و به سبب هوش بالا، به او لقب نابغه داده بودند. تِسلا پس از پایان تحصیلات در رشته برق و الکترونیک، به تحقیق در این زمینه پرداخت. از این رو، تحقیقات و اختراعات تِسلا عمدتاً درباره جریان الکتریسیته بود. وی با اختراع وسیله تبدیل برق دوفاز و سه فاز و کشف برق آلترناتیو یا جریان متناوب الکتریسیته، پایه‏ گذار صنایع و علوم بسیاری شد که با الکترونیک سر و کار داشتند.نیکولاس تِسلا سرانجام در 10 مه 1943م در 87 سالگی درگذشت

اِرنست میلر هِمینگوِی نویسنده شهیر امریکایى در 21 ژوئیه 1898م در ایالت شیکاگو امریکا متولد شد. وی از کودکی و دوران دبستان احساس کرد که برای ادبیات مستعد است از این رو از همان زمان، شروع به نوشتن مقالات ادبی و داستان در روزنامه‏ای که خودِ شاگردان، آن را اداره می‏کردند، نمود.

 وی با نوشتن کتاب معروف زنگ‏ها برای که به صدا در می‏آیند به اوج افتخار رسیددر همان زمان، همینگوی به دلیل فروش تیراژ بالای کتاب‏های خود و ساخت فیلم از کتاب‏هایش صاحب ثروت فراوانی گردید و موفق به دریافت جایزه اُسکار نیز شد. درباره سبک خاص همینگوی گفتگوی بسیار شده است. سبکی که او را از پیشینیان و معاصران ممتاز می‏سازد، به سبب سادگی اعجاب‏آور و مستقیم و کوبنده، کلمه‏های محاوره‏ای، جمله‏های کوتاه و بدون وابسته، نشانه‏گذاری‏های فراوان، مکالمه‏های بدون تصنع و بدون رعایت صنایع لفظی، شرح حوادث هم‏چنان‏که واقع شده و کوچک‏ترین نکته‏ای از واقعیت از چشم دور نمانده است.
 وی در زمان حیات خود به شهرت و افتخار افسانه‏ای دست یافت و با دریافت جایزه نوبل ادبی در سال 1954م به خاطر نگارش کتاب پیرمرد و دریا، از نفوذی گسترده در میان نویسندگان برخوردار گشت. همینگوی علاقه مفرطی به شکار داشت و اغلب اوقات به این کار مشغول بود تا این‏که در نهم ژوئیه 1961 در حالی که مشغول تمیز کردن تفنگ شکاری‏اش بود، گلوله‏ ای شلیک شد و به زندگی‏اش خاتمه داد. بدین ترتیب ماجرای مرگ پدرش پس از 23 سال تجدید گردید. اکثر آثار همینگوی به فارسی ترجمه شده است.

در سال ۱۹۹۳ گروهی غارشناس به طور اتفاقی موفق به کشف مرد آلتامورا در اعماق غار کارستیک در نزدیکی شهر آلتامورا می‌شوند. این منطقه بسیار غنی از یافته‌های ماقبل تاریخ است، منجمله ردپای یک دایناسور.اسکلت مرد آلتامورا به صورت تقریباً کامل و در بهترین شرایط ممکن توسط لایه‌های کلسیت محافظت می‌شود، این اسکلت به صورت سر و ته به بدنه‌ی غار جوش خورده است. سالم ماندن معجزه آسای mtDNA به دانشمندان اجازه‌ی تجزیه و تحقیق بر روی آن را داده است. این اسکلت در عمق ۸ متری غار و در تونلی ۶۰ متری که از یک سو به حفره‌ای بزرگ و از سمت دیگر به یک غار متصل است خوابیده بود.
غارشناسان در هنگام مطالعه‌ی توده‌های مرجانی به طور اتفاقی این جمجمه را یافته‌اند. بجز جمجمه و بخشی از شانه بقیه‌ی اسکلت در لایه‌های کلسیت مدفون شده است. محققان احتمال می‌دهند که نئاندرتال بخت برگشته در آن تونل به دام افتاده و بر اثر گرسنگی و تشنگی از بین رفته است؛ با گذشت زمان رسوبات سنگ آهک بقایای وی را تا چندین هزار سال بعد محافظت کرده است.
اگرچه در اروپای شرقی بقایای دیگری از انسان‌ها نئاندرتال یافت شده اما هیچکدام به خوبی مرد آلتامورا سالم و دست نخورده باقی نمانده است. پس از گذشت سال‌ها از کشف این اسکلت اطلاعات ما از آن فقط به عکس‌ها و نمونه گیری از کلسیت‌های نزدیک اسکلت محدود شده بود تا سرانجام ۶ سال پیش به دانشمندان اجازه داده شد قطعه‌ی کوچکی از کتف اسکلت را برداشت کرده و بر روی آن آزمایش‌هایی انجام دهند، آزمایش‌هایی که اکنون به نتیجه رسیده‌اند.

بررسی اولیه‌ DNA مرد آلتامورا را متعلق به نژادی که از ۴۰ تا ۲۰۰ هزار سال پیش در اروپا زندگی می‌کرده نشان داده و تحقیقات بیشتر عمر این نئاندرتال را حدود ۱۵۰ هزار سال تخمین می‌زند. بررسی نیمه عمر اورانیم-توریون مشخص می‌کند که کلسیمی که بر روی اسکلت اشباع شده عمری ۱۳۰ تا ۱۷۲ هزار ساله دارد و به میانه‌ی عصر دوم یخبندان باز می‌گردد. با استخراج DNA این اسکلت و تحلیل ژنومی کدهای آن می‌توان به اطلاعات زیادی در مورد این نسل منقرض شده و نسبت آن‌ها با نسل کنونی انسان‌ها دست پیدا کرد.

خروج از نسخه موبایل