در متن پیام دکتر غلامی آمده است:
یکی از مبانی توسعه در هر جامعهای، نظام مدیریت آن است. بدیهی است که نظام مدیریتی مطلوب و کارآمد، میتواند تسهیل کننده و زمینه ساز تحقق اهداف برنامه های توسعه قرار گیرد. چرا که نظام مدیریتی هر کشوری، سیستم تنظیم کننده کلیه فعالیتها برای نیل به اهداف از پیش تعیین شده است.
نظام مدیریت برای جامعه مانند چرخ برای وسیله نقلیه است؛ جامعه بدون داشتن نظام مدیریتی سالم نمیتواند در راه تامین نیازها و دستیابی به هدفهای خویش که همان توسعه فراگیر و پایدار است، گام بردارد.
موضوع بسیار مهمی که از سوی دست اندرکاران امور اداری کشور و افراد مسئول کمتر مورد توجه قرار میگیرد، رابطه و نقش متقابل نظام مدیریتی و توسعه است. در حالی که اگر این امر با دقت بررسی شود، مشخص خواهد شد که نظام مدیریتی در توسعه هر جامعهای نقش اساسی ایفا می کند؛ به نحوی که بدون داشتن نظام مدیریتی مطلوب، دستیابی به توسعه ناممکن است.
از این جهت پس از اجرای یک برنامه توسعه و دسترسی پیدا نکردن به هدفهای آن، برای کشف علل عدم توفیق، تنها نباید به دنبال نقص ها، ضعف ها و خطاهای موجود در برنامه رفت و حل مشکل تحقق نیافتن هدف های برنامه را در خود آن جستوجو کرد، بلکه بایستی ساختار برنامه توسعه مطالعه و بررسی شود. افزون بر آن، عامل اجرایی این برنامه یعنی نظام مدیریتی هم باید مورد توجه واقع شود.
امروزه به لحاظ شرایط داخلی و موقعیت بینالمللی کشورمان، ضرورت تحول در نظام مدیریتی کشور در همه ابعاد و زوایای آن بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. از طرف دیگر تحقق چشمانداز بیست ساله و پیادهسازی سیاستهای کلان نظام اداری ابلاغ شده از سوی مقام معظم رهبری، مستلزم یک نظام مدیریتی مطلوب و کارآمد است. ولی یکی از مهمترین گام های تحول، تشخیص و شناخت مسائل و مشکلات است. چون اگر مشکلات به درستی شناسایی نشوند، در مدیریت آنها تحول و اثربخشی مطلوبی صورت نخواهد گرفت.
در این میان یکی از مفاهیم بسیار اثرگذار جهت تحقق این امر، دولت کارآفرین و یا کارآفرینی دولتی است. از زمانی که این نظریهها از سوی نظریه پردازان برجسته ای همچون آزبورن و گابلر مطرح شد، سازمان های دولتی به شدت به دنبال این بودند که در الگوهای مدیریتی خود تغییراتی ایجاد کنند تا از مزایای نهفته در درون این نظریه ها منتفع شوند. یکی از تغییرات لازم در این زمینه مربوط به حوزه مدیریت منابع انسانی به عنوان یکی از مولفه های درونی در سازمانهای دولتی است.
امروزه کارآفرینی سازمانی موجب ارتقای بهرهوری در سطوح مختلف فردی و سازمانی میشود که این امر نیازمند بستری مناسب در سازمان است؛ بنابراین در دنیای در حال تحول امروز، کامیابی از آن جوامع و سازمانهایی است که بین قابلیتهای مدیریتی و کارآفرینی منابع انسانی و سازمانی خود رابطه معناداری برقرار سازند؛ به عبارتی دیگر جامعه و سازمانی می تواند در مسیر توسعه حرکتی روبه جلو داشته باشد که با ایجاد بسترهای لازم؛ نظام مدیریت منابع انسانی و سازمانی خود را به دانش و مهارت کارآفرینی مولد تجهیز کند تا آنها با استفاده از این توانمندی ارزشمند، سایر منابع جامعه و سازمان را به سوی ایجاد ارزش و حصول رشد و توسعه، مدیریت کنند.
یکی دیگر از مولفههای مهم و ارزشمند که با افزایش سطح آگاهی مردم، به طور چشم گیری افزایش یافته است، سطح انتظار از عملکرد و پاسخگویی سازمان ها و دستگاه های دولتی است. ایفای این مسئولیت جز با اتکاء به تجربه، دانش و مهارت نیروی انسانی شایسته و استقرار نظام شایسته سالاری در سازمان ها میسر نیست.
در کشورمان ایران اصلاح نظام مدیریتی کشور از جمله انتظارات مردم از حکومت و مسوولان بوده است. انتخاب افراد شایسته و برخوردار از توانمندی های لازم برای پست های کلیدی و حساس و توجه به اصل شایسته سالاری در توزیع قدرت و تقسیم وظایف و مسئولیت ها میان نخبگان جامعه، افزون بر آنکه در ثبات و رشد کشور موثر است، از رموز موفقیت و ماندگاری زمامداران برشمرده می شود. از اواخر دهه شصت، رویکرد شایسته سالاری در کشور مورد بحث بوده است.
ورود دیدگاه های جدید در علم مدیریت دولتی باعث شده مطالبات کارکنان و مدیران در این حوزه افزایش یابد و مسئولان به منظور ارتقای کارایی و بهبود وضعیت کاری کارکنان اقدام به تهیه طرحهایی در زمینه تدوین قوانین اداری و استخدامی که به سوی شایسته سالاری سوق می داد، حرکت نمایند که البته هر چند ناکافی اما تا کنون در این حوزه شاهد اثرات نسبتا قابل توجهی در دستگاه های دولتی بوده ایم.
امید داریم در آینده نزدیک با پیادهسازی رویکردهای نوین مدیریتی و مفاهیم روز دنیا در اثربخش تر کردن مدیریت دستگاه ها و سازمان های دولتی و خصوصی کشور؛ شاهد بالندگی هر چه بیشتر ایران عزیزمان باشیم.

