پیشنهادهای خود را در رابطه با بخش معما میتوانید در قسمت نظرات معمای مورد نظر ارسال نمایید یا اگر معمایی در ذهن دارید به لینک ارسال کنید تا با نام خود شما در سایت قرار بدیم.
سلطان دو قرعه نوشت و پیش وزیر گذاشت و فرمود یکی از آنها را خودت بردار و هر چه در آن نوشتهشده است عمل کن و یا قاضی یک قرعه بر دارد و برخلاف آن عمل شود. وزیر میخواست که دست بلند کرده و یکی از آنها را بردارد که سلطان دستور داد پس بدهند تا عوض کند و چنین کرد. وزیر دانا با زرنگی خاص به موضوع پی برد و فوراً یک قرعه برداشت و بدون اینکه بخواند، آن را پاره کرد و دور انداخت. قرعه دیگر را پیش قاضی گذاشت. قاضی آن را خواند و وزیر در کار خود ابقا شد.
سلطان بار اول در قرعهها چه نوشته بود؟ بار دوم چه نوشت؟ چرا وزیر ابقا شد؟

