کد خبر : 66574 یکشنبه 19 شهریور 1396 - 11:00:57
کجای-مسیر-اشتباه-بود؟

چالش هایی به قیمت جان و سلامتی

کجای مسیر اشتباه بود؟

سیناپرس: در پی انتشار اخبار متعددی مربوط به خودکشی نوجوانان شرکت کننده در چالش نهنگ آبی، در روزهای اخیر شاهد ظهور چالشی جدیدتر هستیم که با سیلی زدن همراه است. در این یادداشت به تحلیل جامعه شناختی و لزوم تفکر والدین نسبت به این معضل پرداخته می شود.

امروزه بسیاری از والدین با توجه به شرایط پیچیده دنیای مجازی و تهدیدات بالقوه آن برای فرزندان نوجوان خود احساس نگرانی کرده و تلاش می کنند از بروز آسیب های این حوزه پیشگیری کنند. در حقیقت دنیای مجازی و شبکه های اجتماعی در کنار فواید و نزایای خود دارای مشکلاتی نیز هستند که از آن میان می توان به افزایش آسیب پذیری و ارائه محتوای نامناسب و شکل گیری قضاوت غیر واقعی اشاره کرد که در گروه های سنی نوجوانان تاثیری به شدت عمیق تر دارد. در هفته های اخیر شاهد انتشار اخبار متعددی از شیوع نوعی چالش مجازی به نام نهنگ آبی هستیم که با ارائه برنامه ای 50 روزه منجر به خودکشی نوجوانان شده و آن ها را برای این موضوع ترغیب می کند.

متاسفانه هنوز بحران چالش نهنگ آبی که منجر به خودکشی تعداد نسبتا زیادی نوجوان در گوشه و کنار جهان و به ویژه روسیه و کشورهای آسیایی شده؛ ادامه دارد که چالشی جدید با سرعت در حال همه گیری در بین نوجوانان و دانش آموزان آسیایی بوده و طی روزهای گذشته ویدئوهای متعددی از این چالش در فضای مجازی منتشر شده است که دانش آموزان مدارس با شدت و قدرت تمام به صورت یکدیگر سیلی زده و طرف مقابل باید این درد و ضربه را تحمل کند.

 در این بازی اینترنتی، نوجوانان اقدام به انجام کارهایی غیر عادی و ناهنجار از قبیل زخمی کردن و ایجاد جراحت در بدنشان کرده، موسیقی های عجیب و افسرده کننده، گوش داده، فیلم های ترسناک و غیر عادی تماشا کرده و طی دوره ای پنجاه روزه اقداماتی عجیب مانند رفتن به مناطق مرتفع و .... کرده و در نهایت خودکشی می کنند.

در این میان سوالی که مطرح می شود این است که چه عاملی باعث شده است تا نوجوانان نسبت به این بازی و چالش های حماقت بار اینترنتی علاقه مند شده، دستورات آن را اجرا کرده و تصاویر مخرب و ناهنجاری از خود در شبکه های مجازی بارگزاری کنند؟

متاسفانه هنوز بحران چالش نهنگ آبی که منجر به خودکشی تعداد نسبتا زیادی نوجوان در گوشه و کنار جهان و به ویژه روسیه و کشورهای آسیایی شده؛ ادامه دارد که چالشی جدید با سرعت در حال همه گیری در بین نوجوانان و دانش آموزان آسیایی بوده و طی روزهای گذشته ویدئوهای متعددی از این چالش در فضای مجازی منتشر شده است که دانش آموزان مدارس با شدت و قدرت تمام به صورت یکدیگر سیلی زده و طرف مقابل باید این درد و ضربه را تحمل کند. این چالش با عنوان چالش سیلی زدن (slap-bet challenge) مطرح شده و ویدئوهای مربوط به آن در شبکه های اجتماعی با سرعت زیادی در حال تکثیر است. در یکی از این ویدئوها شاهد هستیم که دو دانش آموز در محیط مدرسه در حال اجرای چالش فوق بوده و دو نفر در حال تشویق آن ها بوده و فرد دیگری نیز در حال تصویر برداری است. بر اساس گزارش رسمی منتشر شده در یکی از مدارس هندوستان، یکی از دانش اموزانی که این چالش را انجام داده و از رقیب خود سیلی بسیار محکمی خورده، بیست و پنج درصد از شنوائی خود را از دست داده و تحت درمان است. تحقیقات انجام شده در مدرسه و توسط مقامات محلی نشان می دهد که اگرچه در ابتدا این گمان به وجود آمده بود که فرد مضروب یک قربانی محسوب می شود اما در حقیقت این عمل یک چالش محسوب شده و با رضایت طرفین صورت گرفته است.

شاید اکنون زمان مناسبی باشد که از خود بپرسیم چرا نوجوانان امروزی به ورطه ای رسیده اند که با رضایت و علاقه وارد چالش هایی این چنین شده و به خود صدمه وارد کرده و حتی اقدام به خودکشی می کنند. متاسفانه از منظر جامعه شناختی باید پذیرفت که ما در عصر چالش ها زندگی کرده و این موارد شاید منجر به تحریک روانی نشوند اما قطعا می توانند منجر به بروز افکار و اعمال مخربی شده و تاثیراتی نامطلوب بر اقشار آسیب پذیر جامعه از قبیل نوجوانان داشته باشد. نوجوانانی که برای اثبات توانائی های خود برای پایان ماموریت های محوله در یک بازی اینترنتی در آخرین مرحله جان خود را از دست می دهند. در حقیقت این کودکان قصد دارند با انجام این اقدامات، غرور خود را به صورت دروغین اثبات کرده و از خود یک قهرمان بسازند. متاسفانه باید پذیرفت که شرایط موجود نشان می دهد تنها گروهی معدود از نوجوانان قادر به تحلیل منطقی چالش های اینچنینی بوده و به جنبه مخرب و احمقانه این شرط بندی ها پی می برند. شرایط موجود در جامعه و به ویژه وضعیت نوجوانان نیازمند بازنگری است و ما باید به طور جدی از خود بپرسیم که کجای مسیر را اشتباه طی کرده ایم؟ اولین بحث در این میان ایجاد ارتباطی دوستانه و بر پایه واقعیات و منطق بین والدین و نوجوانان بوده و بهتر است والدین پیش از هر نوع پیشداوری و اقدامی از خود این سوالات را پرسیده و به آن فکر کنند:

  • چرا نوجوانان ما خود را در این شرایط بغرنج و  مخرب قرار داده و برای خود از طریق چالش و شرطبندی به دنبال کسب اعتبار هستند؟
  • چرا آن ها قادر به مقاومت در برابر چالش ها و اقدامات خشونت آمیز نبوده و می خواهند از این طریق حس شجاعتشان را اثبات کنند؟
  • چرا نوجوانان دوست دارند از طریق شبکه های اجتماعی خود را اثبات کنند؟
  • چرا آن ها تمامی کنش ها و واکنش های مربوط به این اعمال را ضبط کرده و با انتشار آن ها در جستجوی توجه مخاطبین هستند؟
  • چرا ما نتوانسته ایم نسلی تربیت کنیم که با شیوه های دیگری در پی رضایت و خوشبختی بوده و در پی کسب توجه غریبه ها برای تائید شدن نباشند؟

بهتر است پیش از هر گونه اقدامی در برابر نوجوانان خود با هدف تنبیه یا تعلیم کورکورانه آن ها کمی تامل کرده و بیاندیشیم. ما به عنوان والدین و بخشی از اجتماع کجای مسیر را اشتباه پیموده ایم که نتیجه آن به شکل رفتارهای ناهنجار نوجوانان نمود پیدا کرده و آن ها برای اثبات وجود خود نیازمند انجام این اقدامات احمقانه هستند؟

ترجمه: فاطمه کردی

منبع: thehealthsite

نظرات شما

[کد امنیتی جدید]