کد خبر : 5255 پنج شنبه 20 فروردین 1394 - 19:07:08
10-انطباق-ناخوشایند-در-دنیای-جانوران-

10 انطباق ناخوشایند در دنیای جانوران

کارهای عجیب زیادی از بدن انسان سر می‌زند. بدتر این‌ که اگر چند دقیقه تنفس نکنیم باید با زندگی وداع کنیم.

واقعا چه می شد اگر بدن انسان به جای تبحر در ذخیره چربی و شکم آوردن، در ذخیره کربوهیدرات ها استاد بود و آنها را برای روزهای مبادا نگه می داشت؟ جدای از این مورد، وقتی در دنیای جانداران دقیق شویم، با انواع انطباق ها روبه رو می شویم که اگر برای جانداران بدشگون نبوده اند، فایده خاصی هم نداشته اند. در این مطلب به چند نمونه از این انطباق ها می پردازیم. انطباق هایی که نه تنها گریبان حیوانات، بلکه انسان ها را هم گرفته است.

آپاندیس

آپاندیس از فرط بی خاصیتی دنبالچه را به خجالت می اندازد. ترکیدن آن به احتمال بسیار زیاد به مرگ منجر می شود، اما در صورت درآوردنش تقریبا هیچ اتفاق خاصی برای بدن نمی افتد. جالب است که بدانید پدر نظریه فرگشت، چارلز داروین، در همان زمانی که به دنبال کشف رابطه نسل ها بود، از مشکل آپاندیس رنج می برد. به عقیده وی آپاندیس از اعضای مربوط به سکوم است. سکوم بخشی از روده های ما و سرشار از باکتری بوده و وظیفه تجزیه برگ ها را داشته است. به مرور که انسان کمتر از گیاهان تغذیه کرد، سکوم جمع شده و آپاندیس به عتیقه ای کریه منظر، به یادگار روزهای ابهت سکوم تبدیل شد.

امروزه دانشمندان عقیده بر فایده آپاندیس دارند؛ هرچند که سر چگونگی این فایده بحث است. محتمل است که در صورت آلودگی بدن، باکتری های مفید به آپاندیس پناه می برند. اگر این نظریه درست باشد، در پس این اتفاق است که جایگزینی مجدد باکتری های سالم صورت می گیرد.

غبغب

تفکرات غلط راجع به غبغب قابل توجه است. می گویند که فقط مردان غبغب دارند. می گویند که اگر فقط مردان غبغب دارند و زنان بدون آن زندگی عادی خود را می کنند، پس این عضو هیچ فایده ای ندارد. هر دوی این ادعاها غلط است.

غبغب را هم زنان دارند و هم مردان. غبغب بعضی بزرگ تر است و بعضی دیگر کوچک تر. این اندام ها در اصل غضروف هایی در اطراف حنجره هستند که با رشد فرد حجم پیدا می کنند. اصولا غبغب مردان بزرگ تر است، اما دلیل بزرگنمایی بیشتر آنها، زاویه قرارگیری آنها در گلو است.

بنابراین همه ما غبغب داریم. با این تفاوت که زنان بهره بهتری از این سپر بلای حنجره برده اند و برای مردان به قیمت یک برآمدگی نه چندان زیبا تمام شده است.

پانداها

اگر پانداها صفحه اینستاگرام داشتند، قطعا دنبال کننده هایشان سر به فلک می گذاشت. بشدت بامزه و دوست داشتنی هستند، اما جز خوشگلی و بانمکی، هیچ هنر خاصی ندارند. واقعا جای تعجب است که این گونه چطور تاکنون منقرض نشده است! پانداها در ابتدایی ترین لازمه بقا، یعنی تولید مثل دچار سردرگمی هستند.

طبق گزارشی از باغ وحش طبیعی اسمیتسونیان، یکی از پانداهای نر سعی در تولید مثل با پا، ساعد و گوش جفتش داشته است! پاندای نر بعدی نیز با ضرب و شتم قصد خیر کرده است. البته با در نظر گرفتن این حقیقت که پانداهای مورد مثال به نوعی در اسارت قرار داشته اند، باید به آنها حق داد، اما پانداها در حیات وحش هم دچار مشکل هستند. آنها باید هر روز معادل یک چهارم کل وزنشان غذا بخورند. علتش هم این است که رژیم گیاهخواری آنان چندان به مزاجشان نمی سازد. شاید به همین خاطر است که روزی 40 بار دفع دارند. بدون شک این مورد نیز از آن انطباق هایی است که منطق خاصی پشتش نبوده!

دندان عقل

دندان عقل از آن دسته اندام هاست که تحلیل رفته (Vestigial) می خوانیمشان. اندام تحلیل رفته به اعضایی گفته می شود که یادگار دوران های گذشته هستند. این اندام ها زمانی کاربردی معین داشته اند، اما امروز فقط فضایی از بدن را اشغال کرده اند. به عبارتی این اندام ها نه نشان از انطباق، که از عدم انطباق خبر می دهند. در این مورد، عدم تطبیق دندان ها، خاطرات ناخوشایندی از عصب کشی را برای خیلی از ماها به دنبال داشته است.

بشر در گذشته جمجمه های پهن تری داشته و همین مستلزم دندان های بیشتری بوده است. دندان های عقل در آن زمان کاربردهای موثری در جویدن و شکستن غلاف انواع غذاها داشته اند.

به مرور که انسان پیشرفت کرد و با خوراک های لذیذی مثل ماست چکیده آشنا شد، دندان های آسیای انتهایی ما مشمول تعدیل نیرو شده و کنج نشین شدند. علت نامگذاری این دندان ها این است که عموما در دهه سوم زندگی می رویند. شاید نامگذاری این دندان ها آخرین رکب ریش سفید ها برای ترغیب جوان ترها به ازدواج بوده باشد! در هر حال با حقایقی که امروزه می دانیم، شایسته تر است که این دندان ها را دندان های خرفت بخوانیم!

زایمان زرافه

در حالی که حلزون های موزی می توانند در هر لحظه تغییر جنسیت بدهند، اغلب پستانداران ماده مجبورند پس از پایان رابطه جنسی، تمام بار حمل و زایمان را به تنهایی به دوش بکشند. بیشتر پستانداران برای زایمان موقعیتی مناسب فراهم می کنند، اما زرافه ها مجبورند این عمل را ایستاده انجام بدهند!

شاید در نظر اول این موقعیت چندان هم ناجور نباشد، هر چه باشد افراد زیادی هستند که زایمان ایستاده را ترجیح می دهند، اما یادمان باشد که موجود مورد بحث ما زرافه است. مجرای زایمان زرافه حدود 5 / 1 متر از زمین فاصله دارد. بنابراین توله زرافه به محض تولد ضربه ناخوشایندی دریافت می کند. تازه اینجاست که دردسر زرافه مادر آغاز می شود. توله زرافه به محض تولد حدود 10 ساعت به این سو و آن سو می دود. نتیجه گیری اخلاقی: دفعه بعدی که از دست شیطنت های کودک خود عاصی شدیم، خدا را شکر کنیم که زرافه خلق نشدیم!

شکم تنبل

10 ساعت خواب در شبانه روز، تغذیه از سبزیجات با اردور پوست درخت و زندگی در درختان سرسبز، نشان می دهد که تنبل ها یا اسلاث ها معنای سبک زندگی را تقریبا خوب درک کرده اند. چرا؟

زندگی عموما راکد تنبل ها چند مشکل برایشان پدید آورده است. اول این که رژیم غذایی آنها چندان مغذی نیست. آنها به شکمی بزرگ نیاز دارند تا در یک آن بتوانند حجم زیادی غذا را در آن تلنبار کنند. ممکن است هضم یک وعده غذایی در تنبل ها تا یک ماه طول بکشد. به عبارتی کاهلی بی همتای آنان رکبی است برای پرهیز از هر گونه مصرف انرژی. در عین حال تنبل ها حرارت خون بسیار پایینی دارند. این در حالی است که اگر دمای بدن این جانور از حدی پایین تر بیاید، باکتری های روده تنبل قادر نخواهند بود غذا را هضم کنند. بنابراین با وجود ذخیره غذا در حد یک ماه، باز هم ممکن است تنبل از گرسنگی بمیرد! از این انطباق احمقانه تر هم می خواهید؟!

بازوهای تی ـ رکس

آنهایی که سری پارک ژوراسیک یا مستندهای مربوط به دوران دایناسورها را دیده اند، می دانند که با این یکی نمی توان شوخی کرد. با قدی به طول 15 متر و جمجمه ای 120 سانتی متری، اگر امروز تی ـ رکس ها در کنار ما زندگی می کردند، حکم اسنک های عصرانه شان را داشتیم.

با وجود قدرت بلامنازع این موجودات، خیلی جالب است که بازوانشان تا این حد نسبت به جثه شان کوچک و بی مصرف بوده است. این بازوها نه به درد شکار و به چنگ گرفتن طعمه می خورده اند، نه کمکی برای بلند شدن تی ـ رکس ها در صورت زمین خوردن بوده اند.

جالب تر این که هر دست تی ـ رکس فقط دو انگشت داشته است؛ در حالی که دایناسورها معمولا هر دستشان سه انگشت داشته است. دانشمندان معتقدند که اگر این گونه از دایناسورها یک میلیون سال دیگر به حیات خود ادامه می داد، در نهایت به کل دستانش را در جریان فرگشت از دست می داد.

اندام تناسلی کفتار ماده

این مورد واقعا نشان می دهد که روزگار تا چه حد می تواند بی رحم باشد. بزرگی اندام تناسلی کفتار ماده آنقدر است که تمایز آن از نرینگی کفتارهای نر برای فرد ناآشنا میسر نیست. توله ها در زمان زایمان از مجرای مهبلی عبور می کنند. در کفتارها این تازه آغاز ماجراست. به علت تنگی مجرای رحمی، ممکن است توله در حین زاده شدن دچار خفگی شود. این روند آسیب های خاص خود را برای کفتار ماده دارد و در کل شاهدی است بر این که چطور ممکن است پیچ فرگشت به ناکجاآباد برسد!

جفت گیری حلزون

در دنیای نرم تنان نیز انطباق های عجیب و غریبی دیده می شود . اولین نمونه حلزون های موسوم به موزی (Banana Slugs) از دسته دوجنسیان (Hermaphrodite) هستند. یعنی هر حلزون قادر است هم نقش ماده و هم نر را بازی کند. نکته اینجاست که حلزون ها پس از آمیزش، اقدام به جدا کردن نرینگی یکدیگر می کنند. بعضی از محققان می گویند که این حرکت برای جدا شدنشان از یکدیگر لازم است. البته حلزون ها به مدد مادگی خود قادرند باز هم جفتگیری کنند.

انگشت کوچک پا

همه ما اقلا یک بار تجربه قلاب انداختن این ته تغاری به پایه مبل، طاق در یا هر مانع دیگر را داشته ایم. خیلی ها به شوخی می گویند این انگشت کاربردی جز به درد آمدن ندارد. جالب اینجاست که این شوخی چندان بیراه نیست. در تحقیقی که سال 1990 انجام شد، 160 نفر را زیر نظر گرفتند و متوجه شدند که در حین ایستادن یا راه رفتن، کمترین فشار ممکن به این انگشت وارد می آید. این در حالی است که انگشت های شست پا سه برابر آن فشار تحمل می کنند.

در دوران انسان های نخستین شرایط فرق داشت. اجداد ما برای زندگی در شرایط سخت زمان، محتاج پاهایی بودند که به اندازه دست هایشان انعطاف پذیر باشد. البته با وجود این که انگشت کوچک پا چندان کاربردی برای ما ندارد، اگر استخوان متاتارسال (کف پایی) که انگشت کوچک را به قوزک پا متصل می کند از دست بدهیم، در حفظ تعادل دچار مشکل جدی خواهیم شد.

منبع:جام جم آنلاین

نظرات شما

[کد امنیتی جدید]